هويداتر است از ظهور معلول به وجود خود ؛ زيرا اولى ، مرتبه تامه وجود است ولى دومى ، مرتبه نازله وجود است . « 1 »
24 . معرفه : معناى علم بعد الايجاد و به عين الايجاد آن است كه چون ظهور اشياء به عين مشيت اوست و مشيت حق ، عين ربط به حق و عين حضور است و حقيقت علم ، حضور است و اين ظهور ، فعل حق و حضور او است ، پس علم فعلى او است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ايشان در پاسخ پرسش مقدر ، يعنى باوجود اين همه كثرات در دار وجود ، ملاك وحدت علم و علت چيست ؟ مىفرمايند : ملاك همان عينيت علم و علت نسبت به ذات اقدس الهى است ؛ به تعبير ديگر ، خداوند تعالى به ذاتش مصداق علم و علت است ؛ چنانكه تمامى صفات كمالى الهى عين ذات است ؛ براى مثال حيات ، قدرت ، اراده و ساير صفات كمالى عين او است .
هنگامى كه از علم اجمالى سخن به ميان مىآيد ، مقصود وحدت آن است كه در واقع مرتبه تجلى ذات بر ذات ، علما و ظهورا است و مراد از كشف تفصيلى كه همان مقام حب است ، عبارت از شهود كمالات به نحو تفصيل است كه مقصود از آن ، مقام اراده و مشيت است . در واقع مىتوان گفت تجلى ذات بر ذات ، حبا و عشقا است و چون مقام شهود كمالات است ، پس گفته مىشود :
هو الحى ، العالم ، القادر ، المريد ، السميع ، البصير ، المتكلم و در همين مقام است كه مىگويند اين نخستين كثرتى است كه در دار وجود واقع شده است ( كثرت مفهومى ) و چون حقتعالى به ذاتش مصداق علم و علت است ، به همين جهت در مقام كشف تفصيلى گفته مىشود كه وجود و ظهور معلول به وجود علت آشكارتر از ظهور معلول به وجود خودش است ؛ زيرا اولى كه مرتبه تحقق به علت است ، در عين ارتباط به علت داراى كمال و تام وجود است ؛ ولى در مرتبه ظهورش به وجود خود ، مرتبه نازله وجود را دارا خواهد بود ؛ زيرا به طور كلى وجود معلول چون آويخته به علت است تا زمانى كه جداى از علت منظور نشده است ، عين علت است و چنانچه جداى از آن در نظر گرفته شود ، محدود خواهد بود . بنابراين از مرتبه نازله وجود برخوردار است ؛ چنانكه قطره باران را اگر با دريا ملاحظه كنيم ، دريا است و چون جدا در نظر گرفته شود ، قطره محدود است .
( 2 ) . پس از آنكه درباره علم حق قبل از ايجاد به تفصيل مطالبى بيان شد ، اكنون درباره علم حق پس از ايجاد مىفرمايند : « خلق اللّه الاشياء بالمشية » پيش از اين گفته شد كه مشيت حق عين ربط به حق است و از خود استقلالى ندارد و