25 . معرفه : نتيجه آن است كه خداوند از دو جهت عالم است به تقديم عباد ؛ بلكه اشياء به حسب تعدد مدارك ، جلوههاى متعدده دارد و آيه
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
اشاره به مراتب علم فعلى حق مىفرمايد ؛ چنانچه « ها » اشاره به علم ذاتى و ظهور اشياء است در غيب هويت . « 1 »
مرتبه اولى ، ظهور جميع اشياء است در صفحه مشيت ، من الازل الى الابد و لذا مىفرمايد :
« ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ »
اگرچه مخلوق و مبعوث ، ترتب دارند و مقام عنديت اشاره به مشيت اللّه است . « 2 »
هامش
همان گونه كه بيان شد ، مشيت همان تجلى ذات بر ذات حبا و عشقا است ، بنابراين عين حضور است و از آنجا كه دانستيم علم ، حضور چيزى براى چيزى است و در اين مرحله ، شهود كمالات به نحو تفصيل است و اين حضور و شهود فعل حق است ، بنابراين علم حق بعد از ايجاد ، علم فعلى حق است .
( 1 ) . پس از آنكه درباره علم و ويژگىهاى آن به اندازه كافى سخن رفت و شكر حق از خلق از جهات گوناگون بررسى شد ، اينك نتيجه و خلاصه گذشته را از نظر مىگذرانيم . از بررسىها به دست آمد كه خداوند تبارك و تعالى از دو جهت به آنچه بندگان و جميع اشياى عالم و جهان آفرينش به ساحت مقدسش تقديم مىدارد آگاه و عالم است : اجمالى و تفصيلى ، پيش از ايجاد و پس از آن . و براى اين عنايت و آگاهى بر حسب مدارك گوناگونى كه در اينباره رسيده ، جلوههاى گوناگونى ارائه شده است كه در اين ميان آيه شريفه« عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »به مراتب علم الهى اشاره مىكند ؛ چنانكه حرف « ه » به علم ذاتى و ظهور اشيا در غيب هويت اشاره دارد كه در گذشته به اين معنا اشاره شد و در اشاره پنجم در مقام معروفيت ذات براى ذات به نحو تفصيل كه مقام واحديت بود شرح آن گذشت .
( 2 ) . نخستين مرتبهاى كه بدان اشاره شده است ، اينكه تمامى اشياى عالم از ازل تا به ابد در صفحه مشيت الهى ظاهر باشند ؛ همان گونه كه در نقشه ساختمان تمام ريزهكارىها وجود دارد و به همين جهت است كه مىفرمايد :« ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ »زيرا اراده حقتعالى در افاضه فيض رحمانيتش به جميع خلايق ، دفعه واحده است ؛ هرچند در مقام ظهور آنها در صحنه عالم ، تدريج و ترتيبى است و در صورتى كه شرائط وجود هريك از آنها محقق شود ، در جايگاه خود در نقشه هستى ظهور مىيابند .