نكات
1 . در اصل حقيقت كنز و مقدار آن اختلاف شد ؛ و لكن به حسب اشارات وارده در اخبار معلوم مىشود كه مقصود از كنز ، حيطه قلبى و محبت آن است به دنيا و زخارف آن با اختلاف حالات محبت و تعلق كه گاهى شود تمام اطمينانش به آن و فريفته آن است كه موجب ارتكاب بسيارى از جنايات شود و گاه منشأ ترك واجبات ماليه گردد ، الى غير ذلك و فرق نمىكند در اكتناز قلبى ، ما بين آنكه دارا باشد يا ندار و لذا داراى غير محب ، مكتنز نيست ولى محب فقير ، مكتنز است و بالجمله دارايى و ندارى از امور غير اختيارى است ؛ ولى محبت داشت و نداشتن از امورى است اختيارى و ميسور مكلف است . « 1 »
هامش
« اى كسانى كه خداوند تعالى از بارگاه لطفش به شما انعام كرده است و شما درباره آن بخل مىورزيد و آنها را از بهرهمندى بينوايان نيازمند دور نگاه داشته و حق خدا و بندگانش را ناديده مىگيريد ، گمان نبريد كه آنها براى شما نيكى به شمار مىآيد و شما را خوشبخت مىسازد ؛ بلكه با انباشتن و در راه خير مصرف نكردن ، جز بار گرانى براى شما نخواهد بود و شر آن دامنگير شما خواهد شد و زود است آنچه را كه بدانها بخل ورزيدهايد ، همچون قلاده بر گردن شما آويخته شود و بدينوسيله چهره بخيلان و مالاندوزان در روز قيامت بر همگان آشكار و رسواى خاص و عالم شوند .
( 1 ) . اينك پس از بيان شكر حق از خود نكاتى را بررسى كردهاند كه نخستين آنها درباره حقيقت كنز است ؛ ازاينرو مىفرمايد : درباره آن ديدگاههاى گوناگونى وجود دارد ؛ ولى آنچه از اخبار موجود استفاده مىشود اشاراتى است كه مراد از گنج را به علاقه قلبى و دلبستگى به دنيا و زيور آن تعبير مىكند ، و اين دلبستگى با توجه به افراد و حالات آنان متفاوت است . چه بسا برخى فريفته آن گرديده و دلبستگى آنان موجب كمال اطمينان آنان شود و به پشتيبانى آن دست به جنايات بسيار زنند و چنان غفلتى آنان را فراگيرد كه به سيهروزى خويش نينديشند و در منجلاب فساد غرق شوند و درباره برخى ديگر ، علاقهمندى سبب ترك واجب شود و غرور به آن ايشان را از اداى تكاليف انسانى و الهى باز دارد ؛ بهگونهاى كه درباره همسايگان بينوا نينديشند ، درباره ارحام اداى وظيفه نكنند ، به تحقير اين و آن بپردازند و حقوق