تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
17 . معرفه : الإشارة العاشره ، در تطبيق اشارات مذكوره نسبت به شكر حق ذات خود را ، اول علم حق به دارايى ذاتى و اسمايى ؛ كما قال : « كنت كنزا مخفيا »
هامش
او نداشته باشد و هر عملى را به خاطر رضاى او انجام دهد ؛ زيرا تنها عمل خالص در درگاه او پذيرفته مىشود و اعمال ناخالص شرك است و سبب بطلان عبادت مىشود . كارى كه براى غير خدا انجام شود ريا است و رياكاران و دورويان را در روز قيامت به چهار صورت خطاب مىكنند كه در هر خطابى نوعى عذاب براى آنان در نظر گرفته مىشود و بدان مبتلا مىشوند . نخستين خطاب ، يا كافر است كه اين نوع عذاب ، عذاب جهل و نادانى آنان است ؛ زيرا در زندگى ، مغرور و سركش بودند و زير بار حقيقت نرفتند و براى درك آن تلاشى نكردند . خداوند مىفرمايد :قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً( مائده ( 5 ) : 104 ) آنها گفتند براى ما همان چيزهايى كه پدرانمان بر آن معتقد بودند كافى است [ كه خداوند تعالى مىفرمايد : ] حتى اگر پدرانشان چيزى نمىفهمند ؟ همچنين گفتند :وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ( زخرف ( 43 ) : 22 ) ما پدرانمان را به يك عقيده و مرام يافتيم و با افكار و انديشه آنان اقتدا و از آن پيروى مىكنيم و راه تازه‌اى انتخاب نمىكنيم . با اين وصف آنان به عذاب كفران و كج‌روى جاهلانه گرفتار خواهند شد . دومين خطاب آنكه با لفظ فاسق خوانده مىشوند ، كه آن عذاب ، عذاب ستمكاران است ؛ چرا كه شخص رياكار افزون بر آنكه به خويشتن ستم روا داشته و از جلد خود به در آمده و جامه‌اى در بر كرده كه از آن او نبوده و در حقيقت خود را فريفته است ، به ديگران نيز ستم كرده و آنان را فريب داده و به ناصواب به خود متوجه ساخته است . سوم به خطاب يا غادر خوانده مىشود كه اين ، عذاب مكاران و حيله‌گران است ؛ زيرا ريا يك نوع حيله است كه ساده‌دلان را به دام مىافكند . بنابراين شايسته است كه خود در اين دامى كه گسترده است گرفتار شود . چهارمين خطاب ، يا مرايى است كه به عذاب دروغگويى معذب خواهد شد ؛ زيرا ريا يك نوع تزوير و نمايش غير واقعى است كه در واقع دروغى به نمايش درمىآيد . بنابراين شايسته بندگان خدا است كه در رفتار و كردار خويش جايى براى غير خدا باقى نگذارند و هدفى جز خدا و رضاى او در نظر نداشته باشند .