و معلوم شد كه اين جلوه داراى دو وجهه است : « وجهه الى الحق و وجهه الى الخلق » ، پس به اعتبار وجهه اولى ، ظل اللّه و مطلق است و حكمى وراء ذات ندارد ؛ چون عين ربط است و استقلالى در وجود نخواهد داشت و به اعتبار وجهه دوم ، عين جميع تعينات خواهد بود و حكم غيريت بر او جارى خواهد شد و به سوى هر دو وجه اشاره فرمود ، بقوله تعالى :
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
« 1 »
و به عبارت اخرى چون مشيت اللّه متعلق است به معلومات و معشوقات و مقدورات كه اعيان ثابتهاند ازلا و ابدا ، جميع آنها خلقا و بعثا به وجود واحد هويدا باشند ؛ اگرچه مخلوق و مبعوث تقدم و تأخر دارند ؛ كما قال :
« ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ »
و لذا اشاره فرموده بقوله تعالى :
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ »
و اين اولين ظهور اشياء است عينا و از اين جهت ،
هامش
است كه مقام الهيت است و تمامى اشيا از اين ناحيه مقدس ظهور مىيابند كه جلوه فعلى حق است ؛ به همين جهت است كه « لا إله الّا اللّه » را بر زبان مىآوريم ؛ يعنى خالق و معبودى جز ذات اقدس الهى وجود ندارد . هستى عالم از او است و يگانه معبود دار وجود است .
( 1 ) . با توجه به اينكه گفته شد كه مقام الهيت ، جلوه فعلى حق و ظهور تمامى اشيا است ، ازاينرو اين جلوه دو وجهه دارد كه از يكسو به حق انتساب دارد و به اين اعتبار ، ظل اللّه و مشيت اللّه است و همان گونه كه گفته شد ، اضافه آن به حق ، اضافه اشراقيه است و آن عين ربط است . بنابراين حكمى وراى ذات حقتعالى ندارد ؛ زيرا استقلالى ندارد تا بتوان درباره آن حكمى جز ذات حضرت حق نمود . اما وجهه دوم كه متعلق به خلقت اشياى عالم است ، شامل تمامى موجودات عالم هستى است و در واقع عين آنها است ؛ بنابراين حكم غير بودن بر آن جارى خواهد شد كه درباره اين دو وجهه مىفرمايند : آيه شريفه« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »به آن دو اشاره دارد ؛ زيرا مشيت الهى كه ظل اللّه است ، از يكسو انتساب به حق و از سوى ديگر چون به خلقت اشيا تعلق دارد ( خلق الاشياء بالمشية ) ، گسترش چشمگيرى دارد و شامل تمامى موجودات عالم هستى و عين آنها است كه از آنها به ( آيات اللّه و كلمات اللّه ) تعبير مىشود و همان گونه كه موجودات ، غير از وجود حقتعالى و عين مشيت هستند ، بنابراين حكم غير بودن در اين مورد بر آن صادق و جارى خواهد شد .