تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
قدره و حيات و اراده و سمع و بصر و كلام است ، و لذا در سوره مباركه توحيد براى مقام اللّه كه داراى هر كمال است ، به كلمه ( هو ) استدلال فرموده . فقال اللّه تعالى :
« قُلْ هُوَ اللَّهُ »
پس گفته مىشود : « هو العالم القادر الحى المريد السميع البصير المتكلم ، يا هو اللّه . « 1 » 11 . معرفه : الإشارة السادسة ، بدان كه هريك از اسماء را لازمى و مظهرى است ؛ يعنى عالم اقتضاء كند معلوم را و قادر مقدور را و مريد مراد را و هكذا ، و اين لوازم و مظاهر را اعيان ثابته گويند و تمام اين لوازم به عين علم به ذات ، معلوم ذاتند ؛ چنانچه ذكر خواهد شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . چون گفته شد كمالات صفاتى به جهت مفهوم متمايزند ، اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه نسبت ميان ذات و صفات ، نسبت عينيت است ؛ به اين معنا كه هريك از اين مفاهيم مانند علم ، قدرت و ساير مفاهيم كماليه هرچند از نظر مفهومى از يكديگر متمايزند ، مصداق آنها يكى است ؛ زيرا منشأ انتزاع هر يك از آنها ذات اقدس الهى است و از آن جهت كه ذات حضرتش ، كون محض و صرف وجود است ، اين كمالات همه از مراتب وجود مقدسش هستند . ازاين‌رو بايد گفت : چون ذات ، وجود صرف و كون محض است ، پس صرف علم ، قدرت ، حيات ، اراده ، سمع ، بصر و كلام است ؛ به همين سبب ملاحظه مىشود كه در سوره مباركه توحيد براى مقام « اللّه » كه جميع كمالات اسمايى و صفاتى در آن جمع شده است ، به كلمه « هو » استدلال شده و مىفرمايد :« قُلْ هُوَ اللَّهُ »و همان گونه كه گفته شد ، چون در مقام ذات غيرى نيست ، بنابراين « احد » است و اين مقام را مرتبه احديت گويند و چون داراى همه كمالات است ، مىگوييم : « هو العالم القادر الحى المريد السميع البصير المتكلم » يا آنكه مىگوييم : هو اللّه . ( 2 ) . ششمين نكته‌اى كه از روايت استفاده مىشود ، اينكه هريك از اسماء داراى لوازمى است كه به صورت قهرى مظهر آن اسم هستند . بنابراين اگر گفته شود خدا عالم است ، لازمه آن وجود معلوم است ؛ همچنين اسم قادر ، مريد ، سميع ، بصير و متكلم كه براى هريك متناسب با آنها لوازمى همچون مقدور ، مراد ، مسموع ، مشهود و كلام وجود دارد . اين لوازم و مظاهر را « اعيان ثابته » مىگويند كه تمام آنها در علم الهى ثابت است ؛ زيرا علم به ذات ، علم به تمامى معلومات حق‌تعالى است . بنابراين اعيان ثابته به سبب علم خدا به ذات خويش ، معلوم ذات خواهند بود كه بيان آن در آينده از نظر مىگذرد .