10 . معرفه : الإشارة الخامسة ، فى قوله تعالى ( ان اعرف ) . بدان كه مقام معروفيت ذات براى ذات به نحو تفصيل ، عبارت اخرى از مشاهده كمالات اسمايى است ؛ يعنى به دست محبت گرفته شود مفتاح كمال ذاتى غيبى و گشوده شود باب كمالات صفاتى و اسمايى ، و اين مقام را حضرت واحديت دانند كه در اين صورت متميز گردد كمالات صفاتى به حسب مفهوم و از مقام خفاء و غيب به مقام ظهور و شهود آيد ؛ پس در اينجا گفته شود : « هو علم و قدره و اراده و حيات و سمع و بصر و كلام و هنا اول كثره وقعت فى دار الوجود » « 1 »
و چون ملاحظه مىشود نسبت ما بين ذات و صفات كه به نحو عينيت است ، به اين معنى كه مصداق اين مفاهيم كثيره يكى است ؛ يعنى ذات منشأ انتزاع اين معانى كثيره باشد به جهت آنكه صرف وجود است و اين كمالات مراتب وجود باشند ؛ يعنى چون صرف وجود است صرف علم و
هامش
تجلى ذات بر ذات حبا و عشقا خواهد بود كه در اين صورت منافاتى با عينيت وجود ندارد ؛ البته جا دارد به اين نكته ظريف بيشتر توجه شود .
( 1 ) . پنجمين نكته درباره فرموده خداوند تعالى ، « ان اعرف » است . ايشان مىفرمايد : بايد بدانيم كه پس از علم به ذات و كمالات كه لازمهاش حب به ذات است كه همان شهود كمالات بهطور اجمال است ، اكنون در مقام معروفيت ، مشاهده كمالات اسمايى به صورت تفصيل خواهد بود . بنابراين مجال آن است كه به دست محبت كه كليد كمالات ذاتى عينى است ، باب كمالات اسمايى و صفاتى گشوده شود كه اين مقام را مقام وحدت گويند ؛ زيرا همان گونه كه بيان شد ، مقام حضور ذات عند الذات را مرتبه احديت گويند كه آن تجلى ذات بر ذات است ، و شهود تفصيلى كمالات اسما و صفات را كه تجلى ذات بر ذات به صورت حبا و عشقا است ، اصطلاحا مقام واحديت نامند . در اين مقام كمالات صفاتى به حسب مفهوم متمايز مىشوند و از مقام گنج مخفى كه همان بساطت و عينيت است ، به مرتبه ظهور متجلى مىشود و در اين مقام است كه گفته مىشود : « هو علم و قدره و اراده و حيات و سمع و بصر و كلام » ، و در اين مرحله است كه مىفرمايد : اين نخستين كثرتى است كه در دار وجود واقع شده است ؛ البته بايد توجه داشت كه اين كثرت ، مفهومى است نه عينى و خارجى .