تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
6 . معرفه : اشاره اولى در اينكه تا در كلمه مباركه كنت اشاره است به ذات بحت وجود و هستى صرف و كون محض كه هيچ تعين و تقيدى ندارد و بديهى است كه مطلق ، تقدم دارد بر مقيد و لا تعين بر تعين و كلمه هو در سوره مباركه توحيد اشاره به مرتبه حضرت هويت است كه ملاحظه هيچ تعينى نشود ؛ بلكه منزه است از حيثيت تقييدى كه هستى چيزى باشد و از حيثيت تعليلى كه هستى ناشى از هستى ديگر باشد . « 1 »
هامش
رحمت خداوند تعالى باشد ، تمامى موجودات جهان هستى گوياى وجود لا يزال او هستند ؛ چنان‌كه سعدى مىگويد :برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقش دفترى است معرفت كردگارهمچنين گفته‌اند :يار بىپرده از در و ديوار * متجلى است يا اولى الابصار دل هر ذره را كه بشكافى * آفتابيش در نهان بينىهاتف اصفهانى : ديوان اشعار اكنون در ادامه ، نكات لطيف روايتى را كه در قسم اول يعنى شكر حق از خود آمد ، بيان مىكنند . ( 1 ) . نخستين نكته‌اى كه در اين روايت بدان اشاره شده است ، حرف « ت » در كلمه مباركه « كنت » است كه در واقع به ذات خالص ، بىپيرايه ، هستى صرف ، بىاضافه و وجود محض اشاره دارد كه هيچ‌گونه تشخيص و قيدى در آن راه ندارد ؛ زيرا مسلم است كه مطلق چيزى كه هيچ‌گونه پيرايه و اضافه‌اى ندارد ، بر آنچه داراى اضافه پسوندى است تقدم دارد ؛ چون وجود مطلق كه صرف وجود و هستى است ، بر وجود آسمان يا زمين يا هر چيز ديگر كه محدود به حدود مشخصى است ، مقدم است ؛ همچنين چيزى كه تعينى ندارد و محدود به حدودى نيست ، بر آنچه معين و مشخص است تقدم دارد . براى مثال كلمه هوا مطلق است و همه نوع هوايى را در بر مىگيرد ؛ ولى وقتى قيد سرد يا گرم ، تميز يا كثيف زده مىشود ، چون هركدام از آنها محدود به وضع و محيط خاصى است ، نسبت به هواى مطلق ، تأخر وجودى دارد . بنابراين وقتى از صرف الوجود و هستى سخن به ميان مىآيد ، منظور وجودى است كه هيچ‌گونه تعلق ، تقيد و اضافه‌اى ندارد و همان گونه كه اشاره فرمودند ، كلمه « هو » در سوره توحيد به مرتبه حقيقت و ذات اقدس الهى اشاره دارد كه نه محدود به حدودى است ، نه تعينى دارد و نه مقيد به حيثيتى است كه وجود