تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
5 . معرفه : اما اركان قسم اول كه شكر حق نسبت به خود باشد ، پس موقوف است به بيان اشارات لطيفه روايت شريفه : « كنت كنزا مخفيا فأحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف » « 1 »
هامش
خواهد بود كه آگاهى بر آن ، شكر را در پى دارد . بنابراين اساس شكر بر دانش ، و آگاهى بر كمال استوار است و تا زمانى كه كمالى وجود نداشته باشد و يا بر وجود آن كمال آگاهى به وجود نيايد ، مجالى براى شكر و سپاس نخواهد بود . دومين ركن آن ، حال است كه در حقيقت پس از آگاهى بر كمال ، توجه و حالتى در شكرگزار پديد مىآيد كه انگيزه‌اى براى ستايش در او به وجود مىآورد . سومين مرحله و آخرين ركن عبارت است از عملى كه آن را در خارج ظهور مىدهد . در حقيقت اين مرحله اصل ثنا است ؛ زيرا عمل ، نشان‌دهنده وجود كمال و علم و آگاهى به آن و انگيزه ستايش است و نسبت علم به دو ركن ديگر ، نسبت مؤثر و اثر است و همان گونه كه پيش از اين اشاره شد ، تا زمانى كه علم و آگاهى پديد نيايد ، انگيزه و عمل شكل نمىگيرد . ( 1 ) . پس از بيان اركان عمومى شكر ، اكنون به اركان ويژه قسم اول كه همان شكر حق از خود است ، اشاره مىكنند و مىفرمايند : بيان اركان آن منوط به بيان اين روايت شريفه است كه مىفرمايد : « من گنجى پنهان بودم ، پس خواستم كه شناخته شوم ؛ ازاين‌رو خلق را آفريدم تا آنكه شناخته شوم . » پيش از بيان روايت اندكى درباره شناخت مقام مقدس الهى سخن به ميان مىآيد . چنين به نظر مىرسد كه شناخت ، اگر درباره حقيقت و ذات اقدس الهى باشد ، در اين صورت بايد گفت كه وجود مقدسش از آن جهت كه محيط بر تمامى اجزاى عالم است و از سويى بسيط از همه جهات است ، درك ذات احديت جز براى ذات اقدسش براى هيچ موجودى امكان‌پذير نيست و موجودات عالم اعم از انسان ، فرشته ، جن و ساير موجودات عالم هستى كه محدود به حدودى هستند ، راهى براى درك حقيقت ذات اقدسش كه بسيط و محيط است ندارند و ساحت كبريايى او از درك فهم‌ها و انديشه‌ها برتر است ؛ چنان‌كه گفته‌اند :به عقل نازى حكيم تا كى * به فكرت اين ره نمىشود طى به كنه ذاتش ، خرد برد پى * اگر رسد خس به قعر درياهمچنين ساير مخلوقات الهى از درك كنه ذات حضرت احديت عاجزند و راهى براى شناخت حقيقتش ندارند ؛ ولى اگر شناخت درباره آثار و مظاهر