3 . معرفه : شكر و ثناء چهار قسم است : اول شكر حق نسبت به خود ، دوم شكر حق نسبت به خلق ، سوم شكر خلق نسبت به حق ، چهارم شكر خلق نسبت به خلق . « 1 »
4 . معرفه : اركان مطلق شكر سه است : اول علم به كمال ، دوم حال ، سوم عمل كه حقيقتا اصل ثناء است و ناشى از حال و حال ناشى از علم ؛ پس نسبت آن به دو ركن ديگر ، نسبت اثر به مؤثر است . « 2 »
هامش
نعمتهاى او حكايت دارد كه در هر صورت ، شكر قولى و فعلى اگر براى كمال ذاتى او كه غنى بالذات و قيوم بالذات است و يا كمال صفاتى و اسمايى او همچون : حيات ، علم ، قدرت ، اراده و يا كمال افعالى و عطايى او چون رحمانيت و رحيميت باشد ، ستايش كامل است .
( 1 ) . پيش از اين گفته شد كه شكر از صفات ربوبيت است و هر انسانى كه از مرتبه نفس ترقى كند و خود را به مرتبه قلب رساند ، پا در وادى كمال انسانيت گذارده است كه يكى از لوازم اين وادى انس است . انسان در اين مقام بايد متخلق به اخلاق اللّه و متصف به صفات كمالى الهى شود ؛ ازاينرو شكر كه يكى از صفات كمالى الهى است ، اتصاف به آن لازمه انسان انسجو است .
اينك درباره اقسام شكر مىفرمايند كه شكر بر چهارگونه است : اول شكر حق از خويش است كه شرح آن به تفصيل خواهد آمد ؛ دوم شكر حق از خلق است كه شرح اجمالى آن در بيان آيه شريفه« وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ »از نظر گذشت ؛ سوم شكر خلق از حق است كه در واقع شكر از نعمتهاى بيكران الهى است و توضيح آن در بيان آيه شريفه« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها »آمد كه از دو جنبه بررسى شد : يكى از باب نعمتهاى دهگانه الهى و ديگرى از نظر عروج انسان به مقام قلب بود كه هريك از قواى ديگر اقدام به انجام آن كردهاند كه در اين مقام اگر بنده از نعمتهاى خالق خويش - چه به صورت قولى و چه عملى - سپاسگزارى كند ، متصف به صفت الهى گرديده و مظهر صفت يا شاكر شده است ؛ چهارمين قسم شكر عبارت است از شكر خلق از همنوعان خويش كه اساس انسانيت و مرحله كمال او است و زندگى سعادتآميز بشر بر آن تكيه زده است .
( 2 ) . پس از آنكه اقسام چهارگانه شكر را به اجمال بيان فرمودند ، اينك درباره اركان شكر بهطور كلى مىفرمايند : هر شكرى بر سه ركن استوار است . اولين ركن ، آگاهى به كمال كسى است كه مىخواهيم شكر او را بهجا آوريم ، پس شكر ، ثناى شخص كامل است و در واقع ثنا و ستايش درباره وجود كمالى