تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
21 . معرفه : مشاعر انسان در هريك از مراتب ده است : سمع و بصر و شم و ذوق و لمس و حس مشترك و خيال و وهم و حفظ و تصرف كه هر يك را عملى است مخصوص به خود و ربطى به ديگرى ندارد . « 1 » 22 . معرفه : مادامىكه انسان در مرتبه نفسانيت است ، صفر الوجود است و قواى او از يكديگر ممتاز خواهد بود البته در ظهور به نفسانيت هر قوه به تنهايى و وحدت ظهور نمايد ؛ لذا جرم احدى را بر ديگرى نخواهند نوشت :
« لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » *
مثلا اگر چشم نظر به نامحرم كند و گوش استماع صداى غنا و ساز نمايد ، هريك به جرم خود مبتلا باشند ؛ البته فاعل يكى است و فعل نيز يكى مىباشد و وحدت فعل ، تابع وحدت
هامش
بنابراين ملاحظه شد كه انسان در مرتبه اول كه همان مرتبه نفس است ، اگر در ابعاد گوناگون آن ، چه حيوانيت ، چه بهيميت ، چه سبعيت و يا شيطنت قرار گيرد ، قدم در مرز انسانيت ننهاده و همچنان با اين مقام بيگانه است . دومين مرتبه از مراتب انسان هنگامى است كه خود را از مرحله نفس اماره بيرون كشيده و قدم در وادى نفس مطمئنه گذاشته است كه در واقع به وادى ايمن قلب راه يافته است . هنگامى كه از اين مرحله پاى فراتر نهد ، به مرتبه عقل مىرسد و در اين مرتبه انسان با داشتن قواى طبيعى و آرامش حاصل از نفس مطمئنه كه در سايه ادراك عقلانى به‌دست‌مىآيد ، به مرز صراط مستقيم مىرسد و از آن پس در سير تكاملى به مرتبه روح و سپس به مرتبه سر و از آنجا پاى در وادى خفى و در آخرين گام به مرتبه هفتم كه مرتبه اخفى است ، دست خواهد يافت كه شرح هريك از اين مقامات چنانچه توفيق يار شود ، بيان خواهد شد . ( 1 ) . پس از اشاره اجمالى به مراتب انسان ، اينك مىفرمايند : هر انسانى در هر يك از مراتب ، داراى حواس ده‌گانه است كه عبارتند از : پنج حس ظاهرى چون بينايى ، شنوايى ، بويايى ، چشايى ، سايشى كه آن را لامسه گويند و پنج حس باطنى كه عبارت است از : حس مشترك ، خيال ، واهمه ، حافظه و متصرفه كه هركدام داراى وظيفه مخصوص به خود است و در انجام كارهايشان هيچ‌گونه ارتباطى با يكديگر ندارند ؛ هرچند تمامى آنها از يك مركز نيرو مىگيرند ، با اين همه چشم كارى را انجام مىدهد كه ربطى به ساير حواس ندارد و همچنين ساير حواس و مشاعر به همين ترتيب ، كه با توجه به مثالى كه بيان شده مورد استفاده قرار مىگيرند .
شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 126 | محمد على شاه آبادى / نور الله شاه آبادى