19 . معرفه : ظهور حسنه و سيئه ، ظهور به انسانيت و نفسانيت است :
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ »
از كوزه همان برون تراود كه در اوست . « 1 »
هامش
گرفتن خاطر ديگران در آن وجود نداشته - كه اين خود نعمتى جداگانه است - از داشتن چنين نعمتى به واسطه عمل پاسدارى كرده است ، و در نهايت بالاترين نعمتها ، نعمت بندگى است كه بنده با انجام دادن عمل خير ، رضايت خاطر منعم خويش را فراهم كرده است . در واقع با بجا آوردن كار نيك ، هم نعمتهاى خداوندى را آشكار ساخته و هم از يكايك آنها شكرگزارى كرده است ؛ ازاينرو شكرگزارى از ده نعمت ، ده پاداش در مقابل خواهد داشت .
اما بايد گفت انجام يك گناه از آن نظر كه بر اثر نادانى و عدم آگاهى از نعمتهاى خدا و غافل بودن از مقام منعمى كه آن همه نعمت به او ارزانى داشته صورت گرفته است ، بدين معنا نيست كه يكيك اين نعمتها را براساس آگاهى و عمد كفران كرده است و استحقاق كيفر در برابر هريك از آنها را دارد ؛ بلكه از آن جهت كه تنها به خواسته نفس توجه كرده و زير بار هواى نفس رفته ، مستحق مجازاتى همانند آن است .
اينك از درگاه اقدس الهى درخواست عاجزانه داريم كه اولا ما را از خواب غفلت و جهالت بيدارى بخشد و ديگر بار توفيق بندگى و عمل نيك به ما عطا فرمايد .
( 1 ) . در ادامه سخنانى كه درباره پاداش صله و موارد دهگانه پاداش الهى بيان شد ، اينك مىفرمايند : نيكوكارى و عمل گناه از دو جنبه نشأت مىگيرد : كمال و عدم آن ؛ زيرا فردى كه مراتب كمال انسانيت را پيموده و از مرتبه حيوان بودن و نفس اماره فراتر رفته است ، محصول وى اعمال نيك ، خيرات و حسنات است و آن كس كه هنوز در وادى حيوانى به چرا مشغول است و از جهان انسانيت بىخبر است ، حاصلى جز پيروى از هواى نفس ندارد و رفتار و كردارش نشاندهنده عدم رشد و بىبهرگى او است . چنين فردى فاقد ارزش حيات انسانى است ؛ چرا كه سزاى بىثمرى جز سوختن نيست كه گفتهاند :بسوزند شاخ درختان بىبر * سزا خود همين است مر بىبرى راخداوند تعالى در اين زمينه به پيامبر گرامىاش مىفرمايد :قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ . . .( اسراء ( 17 ) : 84 )
به مردم بگو هركس بر حسب ذات و طبيعت خود عملى انجام مىدهد . . .
در واقع « از كوزه همان برون تراود كه در او است . » ( المفيد للمستفيد : حكيم افضل الدين محمد كاشانى ، ص 305 )