حسنهاى ايجاد كند ، دليل است كه به اوج انسانيت رسيده و در وادى ايمن قلب وارد شده و لذا به قواى عشره عامل است ؛ پس داراى ده اجر خواهد بود . « 1 »
24 . معرفه : اگرچه عمال حسنات بالفعل اهل قلب نباشند ، ولى چون بالقوه اهل قلبند پس كار هريك از قواى آنها بهمنزله ده قوه است و به ده قوه اتيان به حسنه نموده پس ده حسنه تفضلا به او اجر دهند تشبها به ارباب القلوب ، و خصوصا كسى كه خود را به اطاعت ارباب قلوب وارد نمايد مانند شيعيان و از مرتبه هوا و امر نفس خارج گردد اگرچه بالفعل هر قوه از آن داراى همه قوا نباشد زيرا كه در فسحه ملكوت قلب داخل نشده
هامش
( 1 ) . پيش از اين در بيان پاداش صله كه تخلق به اخلاق الهى است ، چنين فرمودند : چون ظهور عمل نيك و پاداش آن به جهت آن است كه انسان از ده نعمت بهرهمند است ، بنابراين انجام كار نيك و شايسته ، اظهار آن نعمتها و شكرگزارى از آنها است ؛ ازاينرو است كه ده حسنه براى كار نيك منظور مىشود . اينك از دريچهاى ديگر به اين موضوع مىنگرند و مىفرمايند : وقتى انسان با اراده از دايره نفس اماره پا به عرصه نفس مطمئنه مىگذارد و به اوج انسانيت پرواز مىكند و به نخستين دروازه عالم ملكوت قلب وارد مىشود ، در اين مرحله هركدام از حواس وى داراى همه قواى دهگانه مىشود ؛ زيرا از مرحله جدايى كه خاصيت مرتبه نفس است ترقى كرده و ديگر ميان مشاعر حجابى وجود ندارد البته نفس در اين مقام اظهار وجود مىكند ، ولى به صفريت باز مىگردد كه همان مرتبه اول انسانيت است . در اين مقام قلب فرمانده عمليات است و جنبه ملكوتى دارد ، نه ملكى و قواى حسى تحت فرمان وى به حركت درمىآيند كه هريك از آنها صفر نفس را در پيش دارند ؛ چنانكه گوش در اين مرحله همراه تمامى قوا است و ساير قواى دهگانه نيز اينگونه است . پس چنانچه در اين مرحله يكى از قوا به كار نيك اقدام كند ، حكايت از آن دارد كه از مرتبه نفس به اوج انسانيت عروج كرده و در وادى ايمن قلب وارد شده و در واقع به اتفاق همه قوا به كار نيك اقدام كرده است ؛ بنابراين طبيعى است كه از ده اجر بهرهمند باشد .