20 . معرفه : انسان را مراتبى است كه به واسطه آن ، مخصوص به صفاتى و محكوم به احكامى خواهد شد ، و اول مرتبه آن ، نفسانيه است كه افق آن گاهى به بهائم و گاهى سباع و گاهى شياطين خواهد بود و در اين مرتبه محكوم است به مبغوضيت و حقيقتا در اين مرتبه حظى از انسانيت ندارد ، صفر الوجود است نسبت به آن مقام و مرتبه دوم ، خروج از نفس اماره و داراى نفس مطمئنه و ورود در وادى ايمن قلب است ، مرتبه سوم ، عقل و چهارم ، روح و پنجم ، سر و ششم ، خفى و هفتم ، مرتبه اخفى است . « 1 »
هامش
( 1 ) . پس از آنكه حسنات را از مرتبه انسانيت دانستند ، اينك مىفرمايند : انسان داراى مراتبى است كه در هر مرتبه ، صفات مخصوصى را كسب مىكند و متناسب آن صفات به احكامى محكوم است ؛ ازاينرو نخستين مرتبه ، نفسانيت است كه گاه پيش مىآيد انسان در رديف چهارپايان قرار مىگيرد و همتش تنها دست و پا زدنهاى حيوانى است ؛ همچون شكمپرستى و شهوترانى كه از ويژگىهاى حيوانات است ، و هنگامى در وادى درندگان به سر مىبرد كه جز درندگى و اذيت خلق خدا چيز ديگرى در سر نپروراند . گاه انسان در اين دو وادى از چارپايان و درندگان ناچيزتر و مرتبهاى پايينتر از آنان كسب مىكند ؛ چنانكه قرآن مىفرمايد :. . . إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ . . .( اعراف ( 7 ) : 179 )
. . . مانند چهارپايانند ، بلكه بسى گمراهترند . . .
يك چهارپا در بر طرف كردن گرسنگى به همان اندازه كه سير شود يا در رفع شهوت به مقدارى كه طبيعت او اقتضا دارد ، بسنده مىكند ؛ ولى آنان كه در اين وادى به چرا مشغولند ، به اين حد قانع نيستند و چه بسا در جمعآورى متاع دنيا تمامى عمر خود را صرف كنند تا بر اندوختههاى خويش بيفزايند ؛ چنانكه در جمعآورى آن از مال حرام ، مال يتيم و . . . دورى نمىكنند و در فرونشاندن شعلههاى شهوت پا را از حريم مجاز فراتر مىگذارند ؛ همچنين گاه همسوى شيطان حركت مىكنند و تمام نيروى خويش را در اعمال خلاف و نقشههاى ضد انسانى صرف مىكنند ؛ بهگونهاى كه خيانت مىكنند ، از راهزنى باك ندارند ، جنايت از شيوههاى معمول آنان است ، فتنهانگيزى سبب خرسندىشان است ، و بسيارى از كارهايى كه از جدول زندگى انسانها خارج است ، جزء برنامههاى هميشگى آنان است در حقيقت چنين افرادى از انسانيت خارج شده و از آن بهرهاى ندارند و سبب ناخشنودى و خشم الهى شدهاند و در مقايسه با مراتب انسانيت در نقطه صفر قرار دارند .