آن ، و عدم مانع از ظهور از طرف نظام كل ، و الا ظهور نخواهد يافت ، و عدم استجابت اغلب دعوات از اين جهت است . « 1 »
دوم ، اجابت دعا و آن تلبيه الهيه است ؛ پس اجابت دعا حاصل و مقرون به دعوت است لا محاله ؛ چنانچه فرمود : « ان العبد اذا دعا ربه يقول اللّه لبيك يا عبدى » ، پس ملازمه ثابت است ميانه دعا و اجابت به تلبته و تلبيه آن جناب دليل است بر اينكه مسئول ، در دار وجود براى سائل ظهور خواهد يافت « و لو فى عالم آخر » و لذا وارد شده است كسانى كه دعاى آنها در دنيا مستجاب نشد ، در آخرت در عوض به آنها داده شود به قسمى كه آرزو مىكنند كه اى كاش هيچيك از دعاهاى ما در دنيا مستجاب نمىشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . مىفرمايند : اجابت دعاى زبانى از دو جنبه مورد توجه است : يكى ظهور خواسته در عالم ملك است كه اجابت از اين لحاظ به دو چيز بستگى دارد :
يكى وجود مقتضى كه همان شرائط عمومى نسبت به پديده است كه چنانچه آنها وجود داشته باشد و از سوى ديگر مانعى هم از طرف نظام كل بر سر راه آن از جهت ظهور وجود نداشته باشد ، در اين صورت تحقق مىيابد و به اجابت مىرسد ؛ و گرنه چنانچه مقتضى ، وجود نداشته باشد ، با آنكه مانعى از سوى نظام كل موجود باشد ، دعا مستجاب نخواهد شد و اينكه ملاحظه مىشود بيشتر دعاها مستجاب نمىشود ، از اين جهت است كه يا مقتضى وجود نداشته ، يا مانع بر سر راهش بوده است و يا هر دو .
( 2 ) . دومين نوع از اجابت دعا اين است كه دعا به هدف اصابت كند و اين درست به خاطر آن است كه همزمان با دعاى شخص ، درخواست وى از ناحيه مقدس الهى پذيرفته شده و اجابت مىشود ؛ زيرا مىفرمايد : هر زمان بنده پروردگارش را بخواند ، او مىگويد لبيك اى بنده من ؛ بنابراين به محض اجابت ، آنچه مورد درخواست است تحقق مىپذيرد . ازاينرو ميان دعا و اجابت ملازمه و عدم جدايى وجود دارد كه خود دليل بر وقوع و تحقق آن خواهد بود . در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر چنين است ، پس چگونه است كه بسيارى از درخواستهاى بندگان تحقق نمىيابد ؟
ايشان مىفرمايد : اينكه خداوند تعالى به خواسته بندگانش توجه داشته و اجابت مىفرمايد مطلبى مسلم است ؛ ولى چه بسا آنچه درخواست مىشود ، به جهاتى از جمله اينكه ظرف عالم ملك قابليت ظهور آن را نداشته و يا مقتضيات