13 . معرفه : دعاى به لسان استعداد ، خفى الدعوات است ؛ زيرا كسى نداند براى چه [ چيز ] مستعد [ است ] و قابل چيست ؛ مگر كمل از اولياء كه اجمالا يا تفصيلا بدانند اقتضاء عين ثابت خود را و اينها همان كسانى هستند كه واقف به سر قدر مىباشند . « 1 »
هامش
جبرئيل امين به آن حضرت گفت : چه درخواستى از مقام مقدس الهى دارى ؟
در پاسخ فرمود : همينقدر كه او مىداند و بر حال من آگاه است ، مرا كفايت مىكند و نيازى نيست كه از پيشگاهش درخواست كنم . بيمارى هم كه در بستر بيمارى رنج مىكشد ، حالتش حكايت از آن دارد كه خواهان شفا است ، و انسانى كه در چنگال فقر يا دشمن گرفتار است ، وضع او حاكى از درخواست نجات است . در چنين موقعيتهايى تنها توجه به توانايىهاى مولا كفايت مىكند و به درخواست زبانى نيازى نيست كه اين نوع دعا ، گوياترين نوع درخواست است .
( 1 ) . سومين درخواست از ساحت مقدس الهى ، دعا به زبان استعداد است . اين نوع دعا پنهانىترين زبان درخواست است كه در آن نه زبان گفتوگو دخيل است و نه زبان حال كه گوياى خواسته باشد .
انسان موجودى است كه بر سرنوشت خويش آگاهى ندارد و نمىداند در وجودش چه نوع استعداد و امكاناتى نهفته است و براى چه چيز و چه موقعيتى لياقت دارد . انسان ساخته دست تواناى خداوند جهان و او پرورشدهنده مخلوقات خويش است . او رحمان است و به مشيتش جهانيان را زيور وجود مىبخشد و به واسطه رحيم بودنش كمالات وجودى آنان را در اختيارشان مىگذارد و به هر موجودى مطابق استعداد و لياقتش ، مواهب خويش را ارزانى مىدارد ؛ چنانكه مىفرمايد :وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً . . .( نحل ( 16 ) : 68 )
و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از كوهها خانههايى برگزين . . .
او به زنبور عسل غريزهاى شايسته عنايت فرمايد و با آنكه زنبور به اين امر آگاه نيست ، ولى مطابق غريزهاش به كار مىپردازد . بنابراين بيشتر موجودات به سرنوشت خويش آگاهى ندارند . ولى در ميان انسانها ، خدا بندگانى دارد كه به مرحله كمال رسيده و انسان كاملند و از اوليا و مقربان درگاه الهى به شمار مىآيند . آنها از سرنوشت خويش بهطور اجمال يا تفصيل آگاهند و مىدانند داراى چه استعدادى هستند و براى چه كارى ساخته شدهاند . اين افراد كسانى هستند كه به راز تقدير الهى آگاهند و در حقيقت اين بزرگان همان خلفاى