14 . معرفه : دعاى به لسان استعداد كه عين ثابت انسان در ازل اقتضاء داشته و بر طبق نظام كل است مستجاب خواهد شد و ممتنع است كه ظهور نكند در دار وجود و هركه مطلع شود كه ظهور در ملك از آثار ظهور در ملكوت و عوالم سابقه است و همه از ظهور در ازل است ؛ البته خواهشى ندارد مگر به جهت اظهار عبوديت . مولانا گويد : « 1 »
هامش
الهى در زمينند كه به آنچه در گذشته بوده و آنچه در آينده است آگاهى دارند .
براى آنان حجابى وجود ندارد و غيب و شهود عالم براى آنان شهود مطلق است ؛ چنانكه خداوند تعالى در خلقت آدم ( ع ) مىفرمايد :وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّهاوَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ( بقره ( 2 ) : 31 و انعام ( 6 ) : 75 )
خداوند آدم را به تمام حقايق عالم آگاه كرد و از بين فرزندان آدم ، اولياى خدا به حقايق آگاهند . يكى از آن حقايق كه از آن آگاهى دارند ، عين ثابت و استعدادهاى ذاتى آنان است .
( 1 ) .من گروهى مىشناسم ز اولياء * كه دهانشان بسته باشد از دعاپس از آنكه درباره آگاهى و عدم آگاهى زبان استعداد به مقدار لازم سخن رفت ، اينك مىفرمايند : دعا به زبان استعداد عبارت است از سرشت انسان كه در عالم ازلى ثابت است و با نظام كلى عالم مطابقت دارد و هر چيز در جاى خود قرار دارد ؛ ازاينرو آنچه مقرر شده است وجود خواهد يافت ؛ به تعبير ديگر اين دعا مستجاب است و محال است كه در عالم وجود تحقق نيابد و ظهور نكند . بنابراين آنان كه با سر عالم در ارتباطند ، مىدانند آنچه در عالم ملك ظهور يابد ، اثرى از آثار ظهور در عالم ملكوت است كه بر عالم ملك از لحاظ وجود تقدم دارد ؛ ازاينرو وجود يافتن هر پديدهاى حكايت از آن دارد كه در ازل مقرر شده و همه ظهورها اعم از ملك و ملكوت از ناحيه ظهور ازلى است . به همين جهت آگاهان خلقت كه اولياى خدا و خلفاى او هستند ، از درگاه احديت خواستهاى ندارند ، مگر آنچه به لسان دعا ابراز مىكنند و درست به همين دليل است كه در پيشگاه خدا ابراز بندگى مىكنند و ستايش رب ودود را مقام قرب به حضرتش مىدانند . بنابراين مشاهده مىكنيم كه حضرت سيدالشهدا ( ع ) با زبان عبوديت به درگاه حق چنين عرضه مىدارد :
الهى رضى بقضائك ، لا معبود سواك خداى من به قضاى تو خشنودم و هيچ معبودى جز تو نيست .
يا در جواب برادرش محمد حنفيه مىفرمايد :
ان اللّه شاء ان يرانا قتيلا