تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
و لا ضدّ فى الكونين و الخلق ما ترى * بهم للتّساوى من تفاوت خلقه / 582 بر او ختم آمده پايان اين راه * در او منزل شده ادعوا الى اللّه / 80 درآ در وادى ايمن كه ناگاه * درختى گويدت انّى أنا اللّه / 98 و يا چون موسى عمران در اين راه * برو تا بشنوى انّى انا اللّه / 208 نماند در ميانه رهرو و راه * چو هاى هو شود ملحق به اللّه / 290 درآ در وادى ايمن كه ناگاه * درختى گويدت انّى انا اللّه / 381 متّحد بوديم يك گوهر همه * بىسر و بىپا بُديم آن سر همه / 45 صوفيان كبودپوش همه * از غم دوست در خروش همه / 241 به فعل آمد صفت‌هاى ذميمه * بتر شد از دد و ديو و بهيمه / 311 تا تو با خويشى عدد بينى همه * چون شوى بىخود احد بينى همه / 387 صوفيان كبودپوش همه * از غم دوست در خروش همه / 554 حدّ انسان به مذهب عامّه * حيوانى است مستوى القامه / 587 هر كس به زبانى صفت حمد تو گويد * بلبل به نواخوانى و قمرى به ترانه / 118 هيولى را نهاده در ميانه * ز صورت گشته صافى صوفيانه / 250 من و تو چون نماند در ميانه * چه كعبه ، چه كنش ، چه ديرخانه / 296 نماند خوف اگر گردى روانه * نخواهد اسب تازى ، تازيانه / 422 دل مستمند حيران به هواى آب و دانه * ز حرم سراى شاهى به خرابه كرده خانه / 603 ز نابينايى آمد راى تشبيه * ز يك چشمى است ادراكات تنزيه / 112 و قد سالوا و قالوا ما النّهاية * فقيل هى الرّجوع الى البداية / 343 در هرچه بنگرم تو پديدار بوده‌اى * اى نانموده رخ تو چه بسيار بوده‌اى / 39 ، 48 گر بريزى بحر را در كوزه‌اى * چند گنجد ، قسمت يك روزه‌اى / 74 اى برادر تو همين انديشه‌اى * ما بقى تو استخوان و ريشه‌اى / 93 اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى / 160 اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى / 286 غير تسلم و رضا كوى چاره‌اى * در كف شير نر خون‌خواره‌اى / 323 در هرچه بنگرم تو نمودار بوده‌اى * اى نانموده رخ تو چه بسيار بوده‌اى / 381 مؤثر حق‌شناس اندر همه جاى * ز حدّ خويشتن بيرون منه پاى / 433 غير تسليم و رضا كو چاره‌اى * در كف شير نر خون‌خواره‌اى
/ 453
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 667 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى