و لا ضدّ فى الكونين و الخلق ما ترى * بهم للتّساوى من تفاوت خلقه
/ 582 بر او ختم آمده پايان اين راه * در او منزل شده ادعوا الى اللّه
/ 80 درآ در وادى ايمن كه ناگاه * درختى گويدت انّى أنا اللّه
/ 98 و يا چون موسى عمران در اين راه * برو تا بشنوى انّى انا اللّه
/ 208 نماند در ميانه رهرو و راه * چو هاى هو شود ملحق به اللّه
/ 290 درآ در وادى ايمن كه ناگاه * درختى گويدت انّى انا اللّه
/ 381 متّحد بوديم يك گوهر همه * بىسر و بىپا بُديم آن سر همه
/ 45 صوفيان كبودپوش همه * از غم دوست در خروش همه
/ 241 به فعل آمد صفتهاى ذميمه * بتر شد از دد و ديو و بهيمه
/ 311 تا تو با خويشى عدد بينى همه * چون شوى بىخود احد بينى همه
/ 387 صوفيان كبودپوش همه * از غم دوست در خروش همه
/ 554 حدّ انسان به مذهب عامّه * حيوانى است مستوى القامه
/ 587 هر كس به زبانى صفت حمد تو گويد * بلبل به نواخوانى و قمرى به ترانه
/ 118 هيولى را نهاده در ميانه * ز صورت گشته صافى صوفيانه
/ 250 من و تو چون نماند در ميانه * چه كعبه ، چه كنش ، چه ديرخانه
/ 296 نماند خوف اگر گردى روانه * نخواهد اسب تازى ، تازيانه
/ 422 دل مستمند حيران به هواى آب و دانه * ز حرم سراى شاهى به خرابه كرده خانه
/ 603 ز نابينايى آمد راى تشبيه * ز يك چشمى است ادراكات تنزيه
/ 112 و قد سالوا و قالوا ما النّهاية * فقيل هى الرّجوع الى البداية
/ 343 در هرچه بنگرم تو پديدار بودهاى * اى نانموده رخ تو چه بسيار بودهاى
/ 39 ، 48 گر بريزى بحر را در كوزهاى * چند گنجد ، قسمت يك روزهاى
/ 74 اى برادر تو همين انديشهاى * ما بقى تو استخوان و ريشهاى
/ 93 اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى
/ 160 اگر يك ذرّه را برگيرى از جاى * خلل يابد همه عالم سراپاى
/ 286 غير تسلم و رضا كوى چارهاى * در كف شير نر خونخوارهاى
/ 323 در هرچه بنگرم تو نمودار بودهاى * اى نانموده رخ تو چه بسيار بودهاى
/ 381 مؤثر حقشناس اندر همه جاى * ز حدّ خويشتن بيرون منه پاى
/ 433 غير تسليم و رضا كو چارهاى * در كف شير نر خونخوارهاى
/ 453