تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
اين سبزه كه امروز تماشاگه ماست * تا سبزه‌ى خاك ما تماشاگه كيست ؟ / 115 كه آن از تنگ‌چشمى گشت حاصل * چو اكمه بىنصيب از هر كمال است / 116 دانش حق ذوات را فطرى است * دانش دانش است ، كان فكرى است / 118 عالم صفت حسن سراپاى من است * افلاك و عناصر همه اعضاى من است / 126 سيه جز قابض نور بصر نيست * نظر بگذار ، اين جاى نظر نيست / 132 اعيان همه آيينه و حق جلوه‌گر است * يا ذات حق ، آيينه و اعيان ، صور است / 139 نه فلك راست مسلّم ، نه ملك را حاصل * آنچه در سرّ سويداى بنىآدم از اوست / 144 همه آيينه‌ى رخ آدم * آدم آيينه‌دار طلعت اوست / 145 اين نه جبر ، اين معنى جبّارى است * ذكر جبارى براى زارى است / 146 هر چه نيك ، از خصايص قدم است * آنچه شرّ ، از خصايص عدم است / 148 وجود آنجا كه باشد محض خير است * اگر شرّى بود مىدان ز غير است / 148 گفت پيغمبر خدا فرموده است * من نگنجم هيچ در بالا و پست / 153 به جهان خرم از آنم كه جهان خرّم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست / 171 اعيان همه آيينه و حق جلوه‌گر است * يا ذات حق آيينه و اعيان صور است / 171 اى خواجه اگر مال و اگر فرزند است * پيداست كه مدّت بقايش چند است / 176 گر به علم آييم ايوان وى است * ور به جهل افتيم زندان وى است / 179 قدر وصال ، ار بشناسيم ، دور نيست * اوقات ما تمام به هجران گذشته است / 180 گر نخواهد بىبدن جان تو زيست * فى السّماء رزقكم روزىّ كيست ؟ / 186 بيا بنما كه جابلقا كدام است ؟ * جهان و شهر جابلسا چه نام است ؟ / 186 سوفسطايى كه از خرد بىخبر است * گويد عالم خيالى اندر گذر است / 189 دل گفت مرا علم لدنّى هوس است * تعليمم كن اگر تو را دسترس است / 196 آينه‌ت دانى چرا غمّاز نيست * زانكه زنگار از رخش ممتاز نيست / 199 بر پر كه نه منزل قرار است * اين آب و هوا نه سازگار است / 204 موسيى نيست كه دعوى انا الحق شنود * ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست / 208 تو را تا كوه هستى پيش باقى است * جواب لفظ أرنى ، لن‌ترانى است / 209 حقيقت ، كهربا ، ذات تو ، كاهى است * اگر كوه دويى نبود ، چه راهى است ؟ / 210 ذره ذره كاندر اين ارض و سماست * جنس خود را هم چو كاه و كهرباست / 211 به نزد آنكه جانش در تجلّيست * همه عالم كتاب حق‌تعالاست
/ 217
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 642 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى