تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
به‌جز هستى حقيقى هست نشناخت * و يا هستى كه هستى پاك در باخت / 361 ظهور قدرت و علم و ارادت * به توست اى بنده‌ى صاحب سعادت / 272 ز ابليس لعين بىشهادت * شود صادر هزاران خرق عادت / 585 نگردد جمع عادت با عبادت * عبادت مىكنى بگذر ز عادت / 594 چو هست مطلق آمد در اشارت * به لفظ من كنند از وى عبارت / 278 به ياد آور مقام و حال فطرت * كز آنجا باز دانى اصل فكرت / 368 تنت باشد و ليكن بىكدورت * كه بنمايد از او چون آب صورت / 522 كار تو چو بىتو ساخت يارت * بگذار زمام اختيارت / 568 اول ز مكوّنات عقل و جان است * و اندر پى او نُه فلك گردان است / 28 او شد ز ميان همى خدا ماند خدا * الفقر اذا تمّ هو اللّه اين است / 33 سرگشته مشو چو راه بىپايان است * حبّ الوطن از شرائط ايمان است / 38 آن خداوندى كه هستى ذات اوست * جمله اشيا مصحف آيات اوست / 51 لا مكانى كاندر او نور خداست * ماضى و مستقبل و حالش كجاست ؟ / 56 فاعل جنبش است و تسكين است * وحده لا شريك له اين است / 58 موانع اندر اين عالم چهار است * طهارت كردن از وى هم چهار است / 70 گر بپرّانيم تير آن كى ز ماست ؟ * ما كمان و تيراندازش خداست / 72 هر چه در چشم جهان بينت نكوست * عكس حسن و پرتو احسان اوست / 75 كيف مدّ الظلّ نقش انبياست * كو دليل نور خورشيد خداست / 76 ما چو ناييم و نوا در ما ز توست * ما چو كوهيم و صدا در ما ز توست / 79 گفت در اين خانه غير وجه خدا نيست * غير رخش جلوه‌گر به ارض و سما چيست ؟ / 79 ز احمد تا احد يك ميم فرق است * جهانى اندر آن يك ميم غرق است / 79 مقام دلگشايش جمع جمع است * جمال جانفزايش شمع جمع است / 81 چندين هزار ذرّه سراسيمه مىدوند * در آفتاب و غافل از آن كآفتاب چيست ؟ / 86 صفات حق تعالى لطف و قهر است * رخ و زلف بتان را زين دو بهر است / 90 او شد ز ميان همى خدا ماند خدا * الفقر اذا تمّ هو اللّه اين است / 97 موسيى نيست كه دعوىّ انا الحق شنود * ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست / 98 محقق را كه وحدت در شهود است * نخستين نظره بر نور وجود است / 99 آدمى ديد است و باقى پوست است * ديده آن ديده كه ديد دوست است
/ 112