ارواح مىدهد . و روح تو چنانكه فهميدى ، چون از روح اللّه است ، بايد تجردش آيهى وجود اللّه باشد .
هر آنكس كو مجرّد چون ملك شد
چه ، ملائكه چون سرشتهى از نور صرفاند ، لهذا مجرّداند از مادهى مخصوص و از صورت مخصوص و مقدار مخصوص . از اين جهت جمع مىشوند با هر شكلى ، چنانكه تعريف نمودهاند متكلّمين « 1 » آنها را كه :
« يتشكّل باشكال مختلفة سوى الكلب و الخنزير » . بالجمله آنها از شهوت و غضب مبرّا و از نموّ و ذبول معرّايند « 2 » ؛ چه ، اينها لازم اين عالم دنياست كه « 3 » دار غرور است . و اگر فرضا ملائكه خواهند به اين عالم آيند ، لابدّند كه متّصف به اين صفات سيّئه شوند ، چون لازم از ملزوم ، محال است منفكّ و جدا شود . كما اين كه « 4 » هاروت و ماروت كه دو ملك مقرّب حقّ بودند و سالها بود كه حقّ را عبادت و اطاعت مىكردند ، چون آنها نافرمانى و بىطاعتى اين عباد را ديدند ، از جسارت در مقام اعتراض حق برآمدند كه إلها ! خلق كردى مخلوقى را كه على الدّوام در معصيت و نافرمانى تو برآمدهاند . از تو به كلّى غافل ، و مشغول شهوت و غضب شدهاند . هرآينه اگر ما را بر زمين فرستى ، يك نوع عبادتى بنماييم كه آنها رشك برند بر بندگى و اطاعت ما . كما اخبر اللّه تعالى :
« قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ »
. بارى « 5 » چون از حضرت احديّت درخواست نمودند ، به مقتضاى :
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
، دعاى آنها را اجابت كرد . و چون شهوت و غضب و غفلت - گفتيم از لوازم « 6 » اين
هامش
( 1 ) . پا : متكلمون
( 2 ) . شا : معرا هستند
( 3 ) . شا : است كه دنيا و
( 4 ) . شا : چون
( 5 ) . شا : ( بارى ) را ندارد .
( 6 ) . پا : لوازمات