چون تأثير مىنمايد در نفوس ، كلمهاش گفتهاند ؛ چه ، كلمه مؤثّر است . كما قال الشّاعر :
« جراحات السّنان لها الالتيام * و لا يلتام « 1 » ما جرح اللّسان »
و چون ظاهر بالذّات و مظهر غيرى است كه نفوس باشد ، نورش ناميدهاند . و چون حيات مادون از حىّ قيّوم بر او مرور مىكند و به « 2 » آنها مىرسد ، روح اعظمش خواندهاند . و چون كلّ كمالات مادون به نحو اعلا در او جمع است ، خزينة اللّهاش گفتهاند . و چون مجرّد از مادّه و عوارضات مادّه است روحالقدسش ناميدهاند ؛ چنانكه در قول ايشان است ؛ چه ، معناى تقدّس ، تنزّه است . كما اين كه « 3 » در حق تعالى مىگويى : « قدّوس سبّوح ربّنا و ربّ الملائكة و الرّوح » . و قال تعالى فى حقّ عيسى ( ع ) : « و أيّدناه بروح القدس » . بالجمله ملاحظه نما فضيلت پيغمبر خاتم ( ص ) و نبىّ اعظم را بر باقى پيغمبران از عيسى ( ع ) و غيره كه خلفاء او - عليه السّلام - مىفرمايند : « روح القدس فى جنان الصّاقورة ذاق من حدائقنا الباكورة » .
هم از اللّه در پيش تو جانيست
اعنى ثبوت اين مطلب كه [ در ] عيسى ( ع ) روح او زاييده از روح القدس بود . نفى ما عدا نمىكند ؛ يعنى لازم نمىآيد از بودن او ( ع ) روح اللّه ، آنكه تو [ بىروح خدا ] نباشى ، بلكه روح تو هم از روح حق است . چه ، آيهى :
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
در حق مطلق آدم [ و آدميزادگان است ] و افادهى عموم مىنمايد .
كه از قدّوس اندر وى نشانيست
هامش
( 1 ) . دا : يلتيام
( 2 ) . پا : با
( 3 ) . شا : چنانكه