ولى نحو اعلاى تجرّد در حضرت عيسى - چون روح اللّه بود - به ظهور رسيد . و پيغمبر ما محمّد بن عبد اللّه ( ص ) بهواسطهى خاتميّتاش - چون اشرف از كلّ پيغمبران بود - لهذا ذو الرّياستين بود ، اعنى هم مراقب احكام كثرت بود - چون موسى - و هم مواظب آداب وحدت و تجريد بود - چون عيسى عليه السلام - . كما قال تعالى فى حقّه :
« وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا »
؛ و التبتّل الانفراد و الانقطاع الى اللّه و اخلاص النيّة . بارى قبلهى عيسى ( ع ) مشرق و از موسى ( ع ) مغرب بود . و « 1 » حضرت محمد ( ص ) چون وحدت در كثرت و كثرت در وحدت ، مثل دو كفّهى ميزان داشت ، لهذا قبلهى خود را بين المشرق و المغرب قرار داد تا هر دو را واجد و دارا باشد . لذا قال تعالى :
« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً »
. امّة وسط اى امّة معتدلة « 2 » ، يعنى قرار داده شده عموم احكام و تكاليف اصليّه و فرعيّهى شما ، متوسّط بين دو طرف افراط و تفريط ، براى آنكه اعمال بدنيّهى معتدلهى « 3 » شما بر حقّانيّت « 4 » دينتان شاهد و گواه از براى امم سالفه باشد ، چنانكه اعمال و اخلاق پيغمبرتان بر شما شاهد و اسوهى حسنه است .
كه از روح القدس آمد پديدار
چنان كه رسيدى كه حضرت عيسى ( ع ) از روح القدس - كه اسم « 5 » عقل فعّال است - به ظهور آمد ؛ چه اين عقل را اسماى حسنى بسيار است كه به جهاتى بر او اطلاق مىشود ؛ يعنى از باب آنكه ابواب غيب به او گشوده مىشود ، مفتاحالغيبش ناميدهاند ، كما فى القرآن :
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ »
. و
هامش
( 1 ) . شا : و از
( 2 ) . پا : معتدل
( 3 ) . پا : معتدلهى بدنى
( 4 ) . پا : حقيّت
( 5 ) . شا : ( اسم ) را ندارد .