اگر ايراد نمايى به انبياء و اولياء كه آن همه معجزه و كرامات از خود مظاهر نمايند و مردم بهواسطهى ديدن آنها مطيع و منقاد گردند ، گوييم چون ايشان - عليهم السّلام - مأمور از جانب حق بودند « 1 » براى « 2 » آنكه مردم را دعوت به حق نمايند و مردم هم به حسب فطانت و حماقت در نهايت اختلاف . و شان نبىّ و ولىّ « 3 » آن است كه به لسان و قدر فهم قوم ، آنها را دلالت و هدايت به حق نمايد ؛ لهذا يكى را به برهان عملى مىخواند « 4 » و يكى را به مواعظ كاملانه و نصايح پدرانه « 5 » ، و يكى را به جدل و يكى را به نمودن معجزات و كرامات دعوت مىنمودند « 6 » ؛ ولى از جهت فطن صاحب هوش كلّ احوال و افعال نبىّ و ولىّ « 7 » معجزه است ، چنانكه پيغمبر ما محمّد بن عبد اللّه ( ص ) سنّ شريفشان شصت و سه « 8 » سال بود و در چهل سالگى مبعوث به پيغمبرى شدند . در اين مدت - قبل از بعثت و بعد از بعثت - « 9 » كسى دروغ از او استماع ننمود « 10 » و خوف از كسى نديد با آن رفتن به غزوات و مقابله با شجاعان عرب . با آنكه بزرگوار را محمد يتيم مىگفتند . كما قال تعالى فى حقّه ( ص ) « 11 » :
« أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى »
. بالجمله اين افعال عجيبه و اينهمه آثار غريبه كه از نبىّ و ولى ظاهر مىشود ، نه محض خودنمايى است ، بل به جهت ارشاد به معنى المعانى است - جل جلاله . قوله :
چو با عامّه نشينى مسخ گردى
هامش
( 1 ) . شا : حقّاند
( 2 ) . پا : بر
( 3 ) . شا : نبى و ولى
( 4 ) . شا : ( مىخواند ) را ندارد .
( 5 ) . پا ، دا : مردانه
( 6 ) . پا : ( دعوت مىنمودند ) را ندارد .
( 7 ) . دا : ولى ( ص )
( 8 ) . پا : دو
( 9 ) . شا : ( و بعد از بعثت ) را ندارد .
( 10 ) . شا : كسى از او دروغ نشنود
( 11 ) . شا : ( ص ) را ندارد .