و ينبسط من الخامل مثل ما ينبسط من البنية كيف لا يهشّ و هو فرحان بالحقّ و بكلّ شىء فانّه يرى فيه الحقّ » الى آخره « 1 » . اين قول « 2 » بىوجه و اختراعى نيست . شاهد بر اين « 3 » مطلب موجود « 4 » است از « 5 » كلام خدا كه مىفرمايد :
« ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ »
. يعنى به اعتبار ارتباط به حقّ و وجهاللّهى و جهت مقدّسه كلّ على السّوايند ؛ « كل شىء فيه معنى كلّ شىء » . و اگر تفاوتى در آنها هست بهواسطهى وجه النّفسى و « 6 » عوارضات مكتسبه است از علم و جهل ، قدرت و عجز ، كفر و ايمان « 7 » ، شجاعت و جبن ، حكمت و بلاهت ، الى غير ذلك . اين است قول شاعر عرب :
« و لا ضدّ فى الكونين و الخلق ما ترى * بهم للتّساوى من تفاوت خلقه »
قوله :
پدر چون علم و مادر هست اعمال * بسان قرة العين است احوال
ايشان تشبيه فرمودهاند علم را به پدر و عمل را به مادر ، و آينده « 8 » و نتيجهى اين پدر و مادر قرّة العين احوال و اخلاق است . و به تشبيه ديگر عقل پدر و نفس مادر و ولد آن دو قلب است . مادرى كه نفس باشد حافظ او و عقل مربّى او . اگر لطف حق شامل حالش شد و نصيحت پدر را به گوش گرفت ، مرد است و الّا به جهالت مرده است . پس :
هامش
( 1 ) . شا : الخ
( 2 ) . شا : ( اين قول ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( اين ) را ندارد .
( 4 ) . پا : مذكور
( 5 ) . پا : مذكور
( 6 ) . شا : ( وجه النّفسى و ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( كفر و ايمان ) را ندارد .
( 8 ) . شا : ( و آينده ) را ندارد .