آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً
و لا يعوق و يغوث « 1 » و نسرا » ؛ ولى بديهى است كه آنها « 2 » نگويند اين حجر منحوت خالق ما و سماوات و ارض است ، بلكه براى آنها غرض ديگر است . چنانكه علما براى پرستش « 3 » آنها « 4 » وجوهى ذكر كردهاند ، منتها آنكه مردم چون ديدند تغيّرات احوال اين عالم مربوط به تغيّرات كواكب است و يقين نمودهاند كه سعادت و نحوست در دنيا به وقوع آنهاست در طوالع ناس ، لهذا بالغوا فى « 5 » تعظيمها بر آن « 6 » كه آنها وسايط بين خدا و خلقاند « اشتغلوا بعبادتها » . و چون ديدهاند كه كواكب در اكثر اوقات مستورند ، اخذ نمودهاند اصنام و هياكلى از آنها « متقرّبين الى اشباحها الغائبة » . و چون امتداد يافته ازمنه ، ترك نمودهاند « 7 » ذكر كواكب را ، و مجرّد شدهاند عبادت آن تماثيل را . وجه ديگر آنكه هر زمان مرده از آنها [ شخص ] بزرگى يعتقدون فيه انّه مستجاب الدّعوة و مقبول الشّفاعة عند اللّه اتّخذوا صنما على صورته و عبدوها و يقولون هؤلاء شفعاؤنا عند اللّه و لمّا استمرّت هذه الحالة ظنّ جهّال القوم انّه عبادتها » .
قوله :
نديد او از بت الّا خلق ظاهر * بدين علّت شد اندر شرع كافر
يعنى سبب آنكه بتپرست در شريعت محمّديه « 8 » ( ص ) و جميع
هامش
( 1 ) . پا : يغوث و يعوق
( 2 ) . شا : ( آنها ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( براى پرستش ) را ندارد .
( 4 ) . پا : بر آن
( 5 ) . پا : بالغوفى
( 6 ) . پا : اين
( 7 ) . پا : كردهاند
( 8 ) . پا : محمدى