شمس از خود هيچ ندارد ، و آيهى حضرت نور الانوار است . كما قيل :
« اى آفتاب آينهدار جمال تو * مشك سياه مجمره گردان خال تو »
بالجمله هر آثارى كه از او ظاهر است از نموّ نباتات و حيات حيوانات و منور نمودن فضاى عالم ، تمام از حقّ است . اين است كه عرفا گويند :
همين مرتبهى پست از وجود و كون ناقص هم مرتبهاى از الوهيّت اوست - تعالى . و پيش نقل نموديم كلام امام على ( ع ) « 1 » : « توحيده تميزه عن خلقه و حكم التّميز بينونة صفة لا بينونة عزلة » ، يعنى خلق منعزل از حقّ نيستند ، مثل بدن طبيعى تو كه منعزل از روح امرى تو نيست ؛ بلكه مرتبهاى از اوست . اين است كه پيغمبر « 2 » فرموده است « سبّ « 3 » دهر منماييد ، و إنّ « 4 » الدّهر هو اللّه تعالى . لذا قيل :
« هست در معنى و صورت معنى بىصورتش * جلوه در هر رنگ دارد صورت بىرنگ عشق »
منظور آنكه اگر بتپرست بهنظر تحقيق ملاحظهى معبود نمايد ، هرآينه به مقتضاى :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
. بتش خدا ، و شركش توحيد ، و غيماش هدى ، و كفرش مبدّل به ايمان شود . على الجمله بدان كه عبدهى بت و اصنام ، فرق مختلفهاند : فرقهى اوّل عبدهى كواكب كه صابيّه « 5 » باشند .
آنها گويند كه خداى تعالى خلق فرموده اين كواكب را و آنها مدبّرانند در عالم . پس واجب است كه ما عبادت آنها نماييم و آنها اطاعت خدا . و فرقهى ثانى عبدهى مسيحاند ، و ثالث عبدهى اوثان . و قالوا :
« لا تَذَرُنَّ
هامش
( 1 ) . پا : امير المؤمنين عليه السّلام
( 2 ) . شا : ( پيغمبر ) را ندارد .
( 3 ) . پا : نفى
( 4 ) . شا : لأنّ
( 5 ) . پا : سابيه