تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
« كه » يعنى كهتر به معنى پست ، و « مه » مهتر به معناى مرد بزرگ است « 1 » . مقصود آنكه اگر با آنكه مىگويى خدا موجود ، و اوست منبع كلّ كمالات و مبدأ تمام اشارات ، و امّا اشياء ديگر را نيز حقيقت موجود توهّم كرده‌اى « 2 » ، افلاك و كواكب را هم مؤثّر مىدانى ، هنوز ايمان حقيقى كه قرّة العين عرفاست نياورده‌اى « 3 » ، بل در بت‌پرستى باقى [ هستى ] و جنود شيطانى ؛ به مقتضاى آيه‌ى وافى هدايه : « و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتّبع هواه و كان امره فرطا » . پس اى سالك ، چون خليل از همه دور شو و طالب خدا شو . چه :
« اى به ره جستجو نعره‌زنان دوست دوست * گر به حرم ، ور به دير ، كيست جز او ؟ اوست ، اوست پرده ندارد جمال ، غير صفات جلال * نيست بر اين رخ نقاب ، نيست بر اين مغز ، پوست »
سؤال :
بت و زنّار و ترسايى در اين كوى * همه كفر است ، ورنه چيست ؟ برگوى
جواب :
چو كفر و دين بود قائم به هستى * شود توحيد عين خودپرستى
يعنى چون به مقتضاى « يا من هو « 4 » كلّ شىء قايم به » ماهيّت كافر و مؤمن ، و كفر و دين ، بت و زنّار قائم به‌وجود منبسط است كه او وجه حقّ
هامش
( 1 ) . شا : ( اس ) را ندارد . ( 2 ) . پا : كرده ( 3 ) . پا : نياورده ( 4 ) . پا : ( هو ) را ندارد .