تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
« ظلامهم نور و غيّهم هدى * و ميّتهم حىّ و عبدهم حرّ و عسرهم يسر و فقرهم غنى * و قبضهم بسط « 1 » و كسرهم جبر و ما نال عزّاً غير اهل فرامنا * الا كلّ ربح دون ربحهم خسر وقارهم فرض على كلّ مسلم * و حبّهم عقد و بغضهم كفر »
به هر نغمه كه از مطرب شنيده * به دو وجدى از آن عالم رسيده
اما :
« نشنود آن نغمه‌ها را گوش حسّ * كز سخن‌ها گوش حسّ باشد نجس نغمه‌هاى اندرون اولياء * اولًا گويد كه اى اجزاى لا هين ز لاى نفى سرها برزنيد * وين خيال و وهم يكسو افكنيد گر بگويم شمّه‌اى زان نغمه‌ها * جان‌ها سر برزنند از دخمه‌ها »
يكى پيمانه خورده از مى صاف * شده زان صوفيانه « 2 » صاف از اوصاف
هامش
( 1 ) . شا : ( و قبضهم بسط ) را ندارد . ( 2 ) . پا : صوفيا
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 570 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى