لَهُ الدِّينَ »
، و هو ايقاع الطّاعة خالصا للّه وحده . و ايضا قال تعالى :
« إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ »
، بفتح اللام « 1 » يعنى خالصگرديدهشدگان عباد از رياء و شرك و عموم صفات ذميمه . كما قيل :
« كرامات تو اندر خودنماييست * تو فرعونىّ و اين دعوى خداييست »
چه : « اگر به هوا پرى مگسى باشى ، و اگر به دريا روى خسى باشى ، دل به دست آر تا كسى باشى » . بالجمله ، عزيز من :
« هر كه را هست از هوسها جان پاك * زود بيند حضرت و ايوان پاك
چون محمّد پاك شد از نار و دود * هر كجا رو كرد وجه اللّه بود »
ز ذوق نيستى مست اوفتاده
يعنى از خود هيچ خواهش ندارند . « 2 » چنانكه يكى از اكابر عرفا را گفتند : چيزى بخواه . گفت : « آن مىخواهم كه ديگر مرا خواهش نباشد » .
« كار تو چو بىتو ساخت يارت * بگذار زمام اختيارت »
ايشاناند كه روح و ريحان و جنّت نعيم را سزاوارند ، و الّا : « باقى همه خويشتنپرستاند » :
« فارغ ز خود و به دوست باقى * اين طرفه كه نيستند و هستند »
عصا و خرقه و تسبيح و مسواك
هامش
( 1 ) . پا : لام
( 2 ) . پا : ندارد .