تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
چنان‌كه رسيدى كه حكماى اشراق او را نور اسپهبد « 1 » ناميده‌اند - و افاضه و تسلّط و قهّاريّت هم كه لازم نور است ، لهذا چون ظلّ انداخت آن قهّاريّت نور روح ، و از عالم معنى به عالم صورت آمد ، از عكسش در بدن ، قوّه‌ى غضبيّه و قهريّه پيدا شد ، چنان‌كه از محبّت نور اسپهبد به ذات و باطن ذاتش - كه عقل فعّال است « 2 » - در بدن قوّه‌ى شهويّه پيدا شد كه به او جلب منافع نمايد ؛ مثل آنكه به قوّه‌ى غضبيّه دفع مضار مىكند . قوله :
گهى روشن از آن روى چه ماه است
اشاره‌ى به دل است كه او چون فى حدّ ذاته مثل آينه‌ى ساده ، خالى از نقوش است ، و چون هيولاى عالم عناصر به هرچه روآورد « 3 » ، رنگ آن پذيرد « 4 » و مصوّر شود به صورت آن ، لهذا گاهى آن دل روشن است ، در وقتى كه طلوع و بروز مىنمايد در او آفتاب حقيقت و نور هدايت ، اعنى مطالب كلّيه‌ى معقوله كه به اين‌ها « 5 » ارائه مىشود ، كمون و بطون كلّ اشيا . و آن دل در آن حين بنا بر قاعده‌ى اتّحاد عاقل و معقول ، كما قال المولوى :
« گر بود انديشه‌ات گل گلشنى * ور بود خارى تو هيمه‌ى گلخنى »
نفس نور و عين ظهور مىشود . كما قيل « 6 » :
« آينه‌ت كز زنگ آلايش جداست * پرشعاع نور خورشيد خداست »
تا آنكه آن روى چو ماه و وجه إله ، دل مرده را زنده و قلب صنوبرى را
هامش
( 1 ) . پا : سپهبد ( 2 ) . شا : چنان مقابل ( 3 ) . پا : آرد ( 4 ) . پا : پزيرد ( 5 ) . پا : آنها ( 6 ) . پا : ( كما قيل ) را ندارد .