معارف است ، و در مقام عقل بسيط خلّاق معقولات تفضيليّه است به اذن حضرت احسن الخالقين . و گاهى به سبب حرج و انفصال « 1 » كه بر اين بدن وارد مىآيد از آن مقام تنزّل مىكند و مشغول وصلهدوزى بدن مىشود و درد او را نسبت به خود مىدهد . كما قيل :
« گهى بر طارم اعلى نشينم * گهى تا « 2 » پشت پاى خود نبينم »
سؤال :
شراب و شمع و شاهد را چه معنيست ؟ * خراباتى شدن آخر چه دعويست ؟
جواب :
شراب و شمع و شاهد عين معنيست * كه در هر صورتى او را تجلّيست
چه ، حضرت معنى المعنى با آنكه يك حقيقت و يك ظهور و يك نور است ، به مفاد :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
، امّا به اعتبار تجليّات در قوابل - در مظاهر قوالب « 3 » و الفاظ ، آن « 4 » معنى ، در اسامى بسيارى ظاهر و هويدا گرديده « 5 » . كما قال الاسرار - رحمة اللّه عليه - :
« جلوهگر در پرده آمد آفتاب * از تعيّن بر رخ افكنده نقاب
تا نسوزد از فروغ روى او
هامش
( 1 ) . پا : انفصالى
( 2 ) . شا و دا : بر
( 3 ) . دا ، شا : ( قوالب ) را ندارد .
( 4 ) . شا : اين
( 5 ) . پا : گرديد