تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
همه كثرت ز وحدت گشت پيدا
مىفرمايد بنا بر آن قاعده‌ى كلّيّه كه : « نقيض الواحد واحد و الّا لا ترفع النّقيضان » ، عدم چون نقيض وجود است « 1 » ، و وجود مطلق ، امرى است واحد بسيط ، پس عدم هم بايد واحد باشد . چه ، « العدم المطلق لا تميز فيه من حيث العدم » . امّا كثرت از اضافه‌ى به هستى گشت پيدا ؛ چه ، عدمى كه اضافه به انسان دارد غير از عدمى است كه اضافه‌ى به حيوان دارد . و عدم قلم غير از عدم مركّب ، و عدم هر دو غير از عدم كتابت است . و « 2 » عدم المال « 3 » غير از عدم الماء « 4 » است « 5 » ، الى غير ذلك . بالجمله عدم من حيث العدم امر واحد است و به اضافه‌ى ملكات متكثر مىشود ؛ چنان‌كه « 6 » وجود مطلق واحد و بسيط است و به اضافه‌ى ماهيّات كثرت ظلمانى او را بگيرد . چه ، وجود ملك غير از وجود فلك ، و وجود انسان غير از حيوان است ، چون نور شمس كه بما هو نور واحد است ، امّا به اضافه به قوابل متكثّر گردد : « فروغ خور يكى باشد بود كثرت ز روزنها » . و بايد دانست كه كثرت ديگر وراى آن كثرت به حسب موضوعات از جهت وجود حقيقى هست كه حكما آن كثرت را كثرت نورى گويند . و آن اين است كه وجود يك حقيقت است ، امّا صاحب مراتب . كما قال الحكيم : « نور بعضها فوق بعض » . و آن را كثرت مراتبىاش « 7 » خوانند . و اين كثرت منافى با وحدت او نيست ، بلكه مؤكد وحدت است . كما قيل :
هامش
( 1 ) . شا : ( است ) را ندارد . ( 2 ) . پا : چنان‌كه ( 3 ) . پا : الماء ( 4 ) . پا : المال ( 5 ) . شا : ( است ) را ندارد . ( 6 ) . پا : كما اين كه ( 7 ) . شا ، دا : مراتبش