بر وجود ارضى ؟ اگر بگويى كه مرجّح [ در ] آنجا شدت وجود است كه « 1 » وجود سماء « 2 » به حسب مرتبه شديدتر است از وجود زمين ، كه « 3 » اين زمين نسبت به سماء « چو خشخاشى بود « 4 » بر روى دريا » - چنانكه از قدماى حكما وارد است كه عناصر اربعه نسبت به افلاك « كحلقة « 5 » فى الفلاة » - گوييم اشرف از وجود او ، وجود نفس ناطقهى انسانى است ، پس بايد در تقدّم عرضى فوق او باشد ، و حال آنكه مؤخّر است از او در عرض ، و اگر تقدّمى بر او دارد به حسب طول است نه عرض . بالجمله در عالم آخرت جهات فوق و « 6 » تحت و يمين و يسار و قدّام و خلف عرضى « 7 » نيست . چه ، اينها چون زمان منتزع از افلاك است در « 8 » همين عالم « 9 » ، و بالكلّيه در آن عالم نيست . چنانكه بعضى از چيزهاست كه از مختصّات و لوازمات اين عالم است و ابدالدّهر در همينجا باقى است ، مثلا از آن جمله است نوم كه از حضرت نبىّ اكرم ( ص ) « 10 » سؤال نمودند كه آيا خواب هست از جهت اهل جنّت ؟ در جواب فرمودند : « النّوم اخ الموت و لا يموتوا « 11 » اهل الجنّة » .
و من جمله است تصادم و تزاحم و تداخل كه از جمله ممتنعات عالم جسم و دنياست نه آخرت كه مورد اجتماع و مجمع تصالح الاضداد است .
كما قال تعالى :
« قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ »
.
هامش
( 1 ) . شا : ( وجود سمائى . . . است كه ) را ندارد .
( 2 ) . پا : سما اگر گويند
( 3 ) . پا : بلكه
( 4 ) . دا ، شا : بوده
( 5 ) . پا : كه خلقة
( 6 ) . پا : ( و ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( عرضى ) را ندارد .
( 8 ) . پا : ( در ) را ندارد .
( 9 ) . پا : عالمند
( 10 ) . شا : و رسول صلحم
( 11 ) . پا : لا يموت