تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
امام « 1 » به قرينه‌ى مقام ، اشاره به طين جزء غالب مركّب است ، و به لاى در قول ( ع ) چون مقابل بقاست ، لهذا به معنى فنا است كه صورت لحمى و عظمى از او فانى مىشود . و طين او مستديرة يعنى مجتمعة « 2 » باقى ماند در قبر تا زمانى كه خلق شود از او بدان شخصى در مستقبل ، چنان‌كه خلق شده بود از او جسد زيدى در اول مرّه . چه ، امساك و تعطيل در فيض نيست ، نقص از عدم استعداد مستفيض است .
چنان كز قوّت عنصر در اينجا * مواليد سه‌گانه گشت پيدا
اعنى آن اخلاق و ملكات انسان ماده مىشوند ، از جهت صورت‌هاى « 3 » حسنه اگر اخلاق حسنه باشد ، و از جهت صورت‌هاى « 4 » موحشه اگر سيّئه باشد ؛ همچنان‌كه در عالم دنيا عناصر اربعه‌ى مادّه از جهت مواليد سه‌گانه ، اعنى از جهت نبات و معدن و حيوان مىشوند . پس وارد نشود قول كسانى كه مىگويند اگر موجودات آن عالم اخروى « 5 » صور صرفه باشند ، لازم مىآيد تحقّق حالى كه صورت است بدون محلّى كه مادّه باشد ، و اين محال است . چه ، ثابت گرديد كه در آخرت مادّه هست ، اما مادّه درخور همان عالم ، نه اين مادّه‌ى كثيف دنيوى ، كه اين از لوازمات دنياست و لازم از ملزوم جدا نشود « 6 » و منفك نگردد . قوله :
تعين مرتفع گردد ز هستى
هامش
( 1 ) . پا : امام ( ع ) ( 2 ) . پا : مجتمعا ( 3 ) . پا : صورهاى ( 4 ) . پا : صورهاى ( 5 ) . شا : ( اخروى ) را ندارد . ( 6 ) . پا : ( نشود ) را ندارد .