تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
آتش ، اگر اخلاق سيّئه باشد از غضب و كيد « 1 » و بخل و حرص و « 2 » غير ذلك . ايضا كما قيل :
« گشته گرگان هريكى خوهاى تو * مىدرانند از غضب اعضاى تو »
و به وجه ديگر مىشود اخلاق در كلام ايشان - قدّس سرّه - اشاره به آن باشد كه بدن دنيوى - كه مركّب از مواد عنصريّه است - بعد از خلق و كهنگى او ، و عدم لياقتش از براى اضافه‌ى روح . كما قيل :
« جان عزم رحيل كرد ، گفتم كه مرو * گفتا چه كنم خانه فرومىآيد »
چون روح قطع علاقه نمود ، بدن به حالت اوّليّه برگردد . و باز از مرور و دهور حركات افلاك به وفق اقتضاى دوره‌ى خاص ، از مقام ترابيّت ، درجه به درجه طىّ مراتب نمايد ، طورا بعد طور از جماد و نبات و حيوان ، به نطفه « 3 » و علقه و مضغه ، تا آنكه زمانى از ازمنه مستعدّ شود از براى ابدان « 4 » اشخاصى از نفوس كه صورت آنها در علم حقّ « 5 » و لوح محفوظ ثبت است كه بايد به اقتضاى زمان خود در اين عالم و بدن ظاهر شوند ، كه شرط وقوع دوره‌ى « 6 » آنها دوره‌ى مخصوص است و انتفاى شرط ، موجب انتفاى مشروط الحال باشد . و اشاره‌ى به اين مذكورات است ما ورد فى حديث الصادق ( ع ) « 7 » : « و قد سئل عن الميّت يبلى جسد . قال : نعم حتى لا يبقى له لحم و لا عظم الّا طينة التى قد خلق منها فانّها لا تبلى « 8 » بل تبقى فى القبر مستديرة حتّى يخلق منها كما خلق منها اوّل مرّة » . چه ، طينت در كلام
هامش
( 1 ) . شا : ( و كيد ) را ندارد . ( 2 ) . پا : الى ( 3 ) . شا ، دا : نطفه به نطفه ( 4 ) . پا : ابدان و ( 5 ) . پا : خدا ( 6 ) . پا : ( دوره‌ى ) را ندارد . ( 7 ) . شا : عليه السلام ( 8 ) . شا : يبلى