در « 1 » غير مادّه . و در « 2 » مادّه هم مطلقا اعمّ از آنكه مادّهى چوب باشد يا مس يا طلا « 3 » يا حديد يا ارزيز يا نقره يا سنگ و طين ، و در غير مادّه هم كه شد ؛ چه « 4 » ، در هريك از آن برزات مذكوره كه محقق شود ، سريريّت بر او صادق است « 5 » . و همين دليل است بر آنكه شىء ، شىء است به صورت ، نه به مادّه ، و الّا بايد در هرجا كه مادّهى سرير - از آن چيزهايى كه ذكر گرديد - موجود شود ، بر او سريريّت صادق باشد ، و حال آنكه نه چنين باشد « 6 » ؛ لذا « 7 » شيئيّت شىء به صورت است ، و صورت اخروى كه عين همين صورت دنيوى است ؛ پس بدن در آخرت عين بدن دنياست ، نهايت كاملتر شده .
قوله :
دگرباره به وفق عالم خاص * شود اخلاق تو اجسام و اشخاص
يعنى آن اخلاقى كه انسان در دنيا كسب نموده از اخلاق حسنه و اخلاق سيّئه ، مادّه مىشوند از جهت صورتهاى « 8 » حسنه ، از صورت بهشت و حور و قصور و جوى شهد و انگبين ، اگر اخلاق و ملكات « 9 » حسنه باشد ، به مفاد : « انّما هى اعمالكم تردّ اليكم » . كما قيل :
« گر ز دستت رفت ايثار زكات * مىشود آن ، جوى شير ، آب نبات »
و نيز مادّه مىشوند از جهت صور « 10 » موحشه از صورت مار و عقرب و
هامش
( 1 ) . شا : ( خواه در ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( در ) را ندارد .
( 3 ) . پا : ( طلا ) بعد از ( ارزيز ) آمده است .
( 4 ) . پا : ( چه ) را ندارد .
( 5 ) . شا : آيد
( 6 ) . پا : است
( 7 ) . شا ، دا : زيرا
( 8 ) . پا : صورهاى
( 9 ) . پا : ( ملكات ) را ندارد .
( 10 ) . پا : صورهاى