چو عريان گردى « 1 » از پيراهن تن * شود عيب و هنر يكباره روشن
كما ورد : « انّ ضرس الكافر يوم القيام مثل جبل احد و انّ مخالف الامام فى الصّلاة عمدا يحشر و رأسه رأس الحمار » ؛ و غير ذلك از آن چه دلالت مىنمايد كه مردم « يحشرون على صور اعمالهم حسنة او قبيحة » . كما اخبر اللّه تعالى عن لسانهم يوم القيامة :
« رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً »
. پس هر صفتى كه انسان در اينجا دارد « 2 » چه صفت لطف و چه قهر ، چه هنر و « 3 » چه عيب ، در آن عالم متكثر مىشود ، نوع تكثّرى مثل آنكه همين قواى ظاهره و باطنهى انسان هركدامى به كمال رسند . به اين معنى كارى كه در اين عالم از ده قوّه صادر مىشود ، آنجا از بصر تنها يا سمع تنها ظاهر شود . و اشاره به همين مطلب است آنچه در قرآن وارد شده است :
« فكشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد »
تنت باشد و ليكن بىكدورت * كه بنمايد از او چون آب صورت
مىفرمايد بدن اخروى عين همين « 4 » بدن دنيوى است و تميزى نيست بين آن دو إلّا به دنيويّت و اخرويت كه حاصل است از خاصيّت نشئتين . و از براى شىء ، اصل محفوظ است در تمام نشئات به حيث كلّ من رآه يقول هذا هو الّذى كان فى الدّنيا بعينه و شخصه فى عيون كون خواصّ كلّ نشاة من لوازمها . چنانكه مادّه - كه موجب مزرعيّت اين دار است - اگر در صورت اخرويّه باشد خواهد بود نشئهى آخرت ، دنيا . على الجمله فعذاب القبر و ثوابه و عذاب الآخرة و ثوابها كلّها يرد على الجسد البرزخى فانّ
هامش
( 1 ) . شا ، دا : گردد
( 2 ) . پا : پس از اينجاست كه هر صفتى كه انسان در دنيا دارد
( 3 ) . پا : ( و ) را ندارد .
( 4 ) . پا : همين عين