آفاق باشد . « 1 » چه ، پيش معروض داشتيم كه بايد آن چيزى كه در كبير است ، نمونهاش در صغير باشد . مثلا در انسان كبير ، زمين و آسمانى « 2 » است ، و اين آدم صغير [ كه ] بدنش مركّب از عناصر است ، نمونه از زمين است و شباهت به زمين دارد ، از دو وجه : اوّل آنكه [ انسان هم ] چون زمين ساكن بالطّبع است و از خود هيچ حركتى ندارد ، و حركتش بالتّبع روح است ؛ ايضا چون زمين صاحب عرض و طول و عمق است . و ثانى آنكه [ انسان نيز ] چون زمين محل زراعت نباتات است ، چه ، مىرويد از بدن نباتاتى كه عبارت از موهاى « 3 » او باشد . و در آدم بزرگ [ يعنى جهان ] آسمانى است ؛ و « 4 » در آدم صغير هم روح بخارى است كه گفتيم در بيشتر « 5 » از آثار شباهت به آسمان دارد . منجمله آنكه چون جوهر سماء ، لطيف و سرشته از بخار و دخان است . كما قال تعالى :
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ »
« 6 » .
بالجمله ، هفت قوّه كه در انسان صغير است . به منزلهى كواكب سبعهى سيّارهاند . « 7 » و قلبى كه در انسان است به منزلهى خورشيد عالم است . و استخوانهاى عظيمى كه در انسان است - كه فى الواقع ستون بدناند و بدن بر آنها قرار گرفته - به منزلهى كوههاى عالم است . و چنانكه در [ قرآن ، به وقت خبر دادن از وقوع ] قيامت كبرى ، خداوند - جلّ جلاله - از كوههاى عالم خبر داد :
« وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
؛ همچنين ملاحظه نما در قيامت صغرى و در خروج نفس از بدن سفلى ، [ كه ] بعد از مدّتى اين كوههاى بدن از هم مىپاشند « 8 » و از پنبهى زده شده نرمترند ؛ « ثم
هَباءً مَنْثُوراً »
.
هامش
( 1 ) . شا : است
( 2 ) . شا : آسمان
( 3 ) . شا و دا : موىهاى
( 4 ) . پا : ( و ) را ندارد .
( 5 ) . پا : آن
( 6 ) . شا : ( من جمله . . . دخان ) را ندارد .
( 7 ) . شا : سيّاره است
( 8 ) . دا : مىباشد