تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١

[ قيامت كبرى و صغرى : ]

چه ، دو قيامت است : قيامت صغرى ، و قيامت كبرى . اما قيامت صغرى ، پس بدان كه « من مات فقد قامت قيامته » . و اما قيامت كبرى ، آن وصول كلّ موجودات است به نهايات و حصول تمام معيّنات « 1 » به غايات ، و رفتن از عالم ظلمات است و بليّات « 2 » . بالجمله « 3 » بدان كه هر چيزى كه در قيامت كبرى پيدا شود ، همان بعينه در وقت مفارقت روح از بدن تو هويداست . مثلا در وصف قيامت كبرى است قوله تعالى :
« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها »
؛ در وقت مردن [ نيز ] - كه قيامت صغرى است - اركان بدنت به تزلزل و هيجان آيد . و در قيامت كبرى مىفرمايد :
« وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ »
؛ در قيامت صغرى در وقت مفارقت روح از اين قالب عنصرى تو [ نيز ] تمام نجوم قواى ظاهره و باطنه مكدّر شود . و در قيامت كبرى - چنان‌كه وارد است - شمس نورش منطمس و قمر منخسف از نور مىشوند ؛ در قيامت صغرى [ نيز ] قلب صنوبرى - كه پيش گفتيم به جاى شمس انسان صغير است - به هم پيچيده مىشود « 4 » ، و ارواح دماغيّه - كه چون قمر ، مستمدّ از قلب‌اند - ازهم‌گسيخته و نور تأثيرشان تمام شود . قوله :
تن تو چون زمين ، سر آسمان است * حواست انجم و خورشيد جان است
[ اين بيت ] در باب تطبيق انسان صغير است به انسان كبير [ كه ] كلّيه‌ى
هامش
( 1 ) . پا : مغيتات ( 2 ) . شا : ( و بليّات ) را ندارد . ( 3 ) . پا : بعد ( 4 ) . پا : ( مىشود ) را ندارد .