تصنيف فرمود نسخهى جامعهاى به لفظ موجز ، اعنى قليل الحروف و كثير المعنى . و قرار داد در او تمام آن چيزهايى كه در تصنيف اوّل جعل فرموده بود . كما « 1 » قيل :
« دل هيكل توحيد است ، دل مظهر ذات حقّ * دل منبع تجريد است ، دل مظهر ذات حقّ
در صورت ذات او ، مجموع صفات او * بل فانى و مات او ، دل مظهر ذات حقّ »
سه گونه نوع انسان را ممات است
بل چهار است غير از موت ذاتى . كما قيل :
« اضطرارىّ موت معلوم است * اختيارى او چهار افتاد » .
و بيانش در ورقهى قبل گذشت . « 2 »
يكى هر لحظه و آن « 3 » بر حسب ذات است
يعنى « 4 » موجودات به حسب حركت جوهرى « 5 » ذاتشان ، در هر « 6 » آنى به عدم روند و در آن ديگر مثل آن بهوجود آيند . مذكور شد اقسام موت از جهت انسان ؛ و از باب آنكه مرگ با زندگى مقابل و نقيض يكديگرند ، لا بدّ بايد نقيض واحد ، واحد باشد ، و نقيض اثنين ، اثنين . پس بايد در مقابل اين موتات اربعه حياتات اربعه باشد ؛ چه ، اولا گذشت كه انسان مركّب از دو جوهر است : احدهما ظاهر محسوس مؤلّف من العناصر المتضادّة مختلفة الطّبيعة و هو بدنه الّذى يشارك به سائر الحيوانات ، و ثانى مستور از حواس
هامش
( 1 ) . پا : لذا
( 2 ) . شا : گذشت در ورقهى قبل
( 3 ) . پا : وان
( 4 ) . شا : كه
( 5 ) . شا : حسب گوهر
( 6 ) . پا : ( هر ) را ندارد .