تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
و هوا و منه كرة البخار و كرة النّسيم ، و ديگر « 1 » نار است . و مركّب از اجسام سفليّه چون معادن و نباتات و حيوانات اقسامها و اضافها . و آنكه صفت متحيّز است چون مقوله‌ى اعراض است باجناسها . و آنكه نه صفت متحيّز است و نه متحيّز چون ارواح ، آن هم يا متعلّق است به اجسام سفليّه چون جنّ و شياطين ، يا متعلق به اجسام علويّه ، چون ملائكه‌ى سماوات ؛ كما قال صلّى اللّه عليه و آله : « ما فى السّماوات موضع شبر الّا و فيها ملك قائم او قاعد » . و يا متعلّق به اجسام علويّه نيست ، چون ملائكه‌ى مقرّبين . و تمام از حيث تسخير ، جنوداللّه‌اند . كما قال تعالى « 2 » :
« وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ »
. و چون تمام موجود به‌وجود واحد بسيطند كه لا اختلاف بين مراتبه الّا بالكمال و النّقص و ما به الاشتراك فيه عين ما به الامتياز ، لهذا مىفرمايند : « كه از وحدت . . . » الى آخره . « 3 » قوله :
وجود كلّ ز كثرت گشت ظاهر
چه ، معنى كلّى آن است كه : « ما يمتنع فرض صدقه على كثيرين » . و اگر در تحت او افراد كثيره نباشد ، كلّيّت بر او صادق نيست .
كه او در وحدت جزويست ساير
يعنى چون اجزاء هريكى امثال كل‌ّاند ، و كلّ مقسم از جهت اجزاست ، و مقسم معتبر در اقسام است ، لهذا آن كلّ در هريك از اجزاء سارى و جارى است كه هر جزئى كلّى هست با شىء زايدى كه عوارضات مشخّصه باشد . قوله :
چو كلّ از روى ظاهر هست بسيار
هامش
( 1 ) . پا : ديگرى ( 2 ) . شا : ( كما قال تعالى ) را ندارد . ( 3 ) . پا : الخ