نشانى دادهاندت از خرابات * كه التّوحيد اسقاط الاضافات « 1 »
سؤال :
چه جزو است آنكه او از « 2 » كلّ فزون است ؟ * طريق جستن آن جزو ، چون است ؟
جواب :
وجود آن جزو دان كز كل فزون است * كه موجود است كل وين واژگون است
سائل سؤال مىكند كه آن جزء « 3 » كه از كلّ بزرگ و عظيمتر است ، چه چيز است ؟ در چيست ؟ و در كجاست ؟ ايشان در جواب مىفرمايند : آن جزيى كه از كلّ بزرگتر است ، آن وجود حقيقى است كه او عظيمتر از كلّ است . به اعتبار آنكه ، هر كلّى را مشاهده نمايى ، در تحت موجود افتاده ، مثل وقوع افراد در تحت نوع خود . يعنى « 4 » وجود حقيقى احاطه بر تمام اشياء دارد . و از جمله محاط او يكى كلّى است باقسامها از كلّى منطقى و كلّى طبيعى و كلّى عقلى . مثلا مىگويى كلى طبيعى موجود است در خارج ، و كلى منطقى و عقلى « 5 » موجود در ذهن است . و هر « 6 » كلّى شامل افراد غير متناهى خود مىشود ، امّا شامل كلّى ديگر نشود ؛ چه ، كلّى نار ، كلّى ماء را شامل « 7 » نيست و بالعكس . امّا به خلاف وجود كه از كلّيت « 8 » و
هامش
( 1 ) . دا : افاضات
( 2 ) . دا : از او
( 3 ) . شا و پا : جزو
( 4 ) . پا : چه اين
( 5 ) . شا : به جاى عبارت ( مثلا مىگويى . . . عقلى ) كلمهى ( كه ) آمده است .
( 6 ) . پا : ( و هر ) را ندارد .
( 7 ) . پا : دارا
( 8 ) . پا : كليه