سعهاى « 1 » كه دارد ، تمام كلّيات را شامل مىشود . چه ، مىگويى : « كلّ نار موجود » . و : « كلّى ماء موجود است » ، كه وجود را حمل بر تمام مىنمايى ، مثل حمل كلّى را بر تمام افراد او ، چنانكه زيد و عمر و بكر و خالد و « 2 » غير ذلك را بر انسان كه نوع است ، چه ، انسان بر جميع افراد حمل مىشود .
و [ اين حمل اگر ] صادق است از باب احاطهى آن كلّى بر افراد است .
بود موجود را كثرت برونى * كه از وحدت ندارد جز درونى
از اين موجود ، مىشود نفس وجود « 3 » را اراده داشته باشند ؛ چه ، در مشتقّ ، ذات معتبر نيست . و مىشود از لفظ « 4 » موجود ، موجودات اين عالم را اراده داشته باشند . و بر هر دو وجه ، معنى درست است . امّا اوّل ، پس معلوم است كه وجود را كثرت به حسب ظاهر ، اعنى به جهت موضوعات است . چنانكه فرمودهاند : « الوجود متكثّر نوع تكثّر بتكثّر الموضوعات » ، اعنى به حسب ماهيّات . چه ، وجودى كه در ماهيّت فلك است ، غير از وجودى است كه در ماهيّت ملك . و وجودى كه در ماهيّت حيوان است غير از وجود اين « 5 » هر دو است ، الى غير ذلك . چه ، حكما فرمودهاند كه وجود دو نوع كثرت دارد : يكى « 6 » كثرت ظلمانى اعنى به حسب ماهيّات و موضوعات ، مثل كثرت نور شمس به حسب روازن متعدّده « 7 » ؛ و ديگر كثرت نورانى كه آن تكثّر وجود است به حسب مراتب . يعنى وجود « 8 » چون حقيقتى است بسيط و محيط و وسيع ، از اين جهت مىشود در آن « 9 »
هامش
( 1 ) . شا : سعتى
( 2 ) . شا : الى
( 3 ) . شا : وجود حقيقى
( 4 ) . پا : ( لفظ ) را ندارد .
( 5 ) . شا : ( اين ) را ندارد .
( 6 ) . پا : يك
( 7 ) . پا : ( به حسب روازن متعدده ) را ندارد .
( 8 ) . شا : مراتب كه او
( 9 ) . پا : اين