تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
اوقات بر صرافت و لطافتشان باقىاند .
كواكب گرم و سرد و خشك و تر نيست
امّا معلوم توست كه هر گرمى و هر خشكى و هر سردى و ترى از آنهاست . چنان‌كه مىفرمايد :
عناصر جمله از وى گرم و سرد است * سفيد و سرخ و سبز ، آبى و زرد است

تعريف عناصر

چه ، مىبينى كه گرمى اين عالم از انعكاس نور شمس است به طور استقامت ، و سردى اين عالم از عدم انعكاس اوست به طور استقامت . و كلّ سفيدى و سرخى و سبزى ، بلكه كلّ طعوم از حلاوت و حموضت و مرارتى كه در تمام فواكه است ، از شمس است . از اينجاست كه معارضه مىنمايند بعضى از [ متكلمان ] معتزله در اين قاعده‌ى مسلّمه در نزد كلّ حكما كه : « معطى الكمال ليس فاقدا له » ؛ بر اين [ برهان ] كه شمس معطى سفيدى است به كرباس و سياهى است به وجه غسّال ، و معطى تمام حلاوت‌هاست به فواكه ؛ امّا خودش فى حدّ ذاته نه سياهى و نه سفيدى و نه ترشى و نه شيرينى را داراست ؛ و حال آنكه شما گفته‌ايد كه معطى كمال ، نمىشود فاقد آن كمال باشد . در جواب گويند كه مثل سفيدى و سياهى و طعومهاى مختلفه ، لازم و ذاتى اشيا است ، و [ اشياء ] به استعداد و امكان در مقام ذات خود [ آن حالات و كيفيات را ] دارند ، و نور شمس [ صرفا ] مبرز استعدادات آنهاست ، نه معطى آن صور به آنها . ديگر آنكه چون از جهت شمس دو نفس است - نفس جزيى و نفس كلّى - به نفس جزيى منطبع خود كه به جاى
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 485 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى