تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
چو يابد تسويه اجزاى اركان
كه چون اجزاى اركان اربعه ، اعنى عناصر كه به منزله‌ى چهار ركن‌اند - كه سقف عالم جسمانى فى الحقيقة بر آنها قرار دارد - تسويه يافته و معتدل شدند به اعتدال طبّى ، نه حقيقى ، چه ، معتدل حقيقى آن است كه تمام اجزاء [ آن ] مساوى باشند ، و در خارج وجود ندارد ، چه اگر موجود باشد لازم مىآيد كه آن جسمى كه مركّب از اجزاى متساويه است ، لامكان باشد ؛ چه ، ميل اين اجزا هم مثل خود آن اجزاء متساوى خواهد بود ، پس جزء نارى خواهد بالطّبع « 1 » او را به بالا كشد ، و جزء خاكى او را به پايين كشد ، و چون هر دو ميل ، متساوى فرض شده است ، بايد جسم مركّب نه در « 2 » زمين باشد ، و نه در آسمان ، نه در ما بين هواست ؛ چه ، مركّبى كه متساوى الاجزا فرض شده يك جزئش هواست ، و ميل جزء هوايى مركّب هم مساوى با ميول عنصر ديگر است بنا بر فرض . بالجمله لازم مىآيد از بودن در هريك از امكنه ، عناصر ، ترجيح بلا مرجّح ؛ چه ، هميشه متساوىالميل‌اند . و حالا چون اين موجودات خاكى جزء غالب از عناصرشان خاك است ، لهذا در روى خاك‌اند به مقتضاى : « مكان المركّب مكان الجزء الغالب » . پس مراد از معتدلى كه گفتيم معتدل طبّى است نه حقيقى .
در او گيرد فروغ عالم جان
يعنى چون اجزاى عناصر ، تسويه و تعديلشان به نهايت رسيد ، درآويزد در او فروغى و پرتوى از عالم جان . كما قال تعالى :
« وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ »
.
هامش
( 1 ) . پا : بالتبع ( 2 ) . شا : در روى