دوّم علم قال است ، چون مطلق علومى كه مذكور در كلام ايشان است ، كه فقط از احوال متعلّقه به الفاظ است ، و چون علوم فرعيّه از علم حلال و حرام و علم معاملات و مناكحات و علم ديات و سياسات و ساير « 1 » حدود شرعيّه كه اوّل از دو قسم ، مربوط به ارواح است ، و ثانى متعلّق به ابدان .
كما قيل : « العلم علمان : علم الابدان و علم الاديان » .
و عالمين بر سه قسماند : عالم بامر اللّه و عالم باللّه و عالم به هر دو . كما اشار اليه - صلّى اللّه عليه و آله - : « سائل العلماء و خالط الحكماء و جالس الكبراء » . اما علمايى كه امر به سؤال از ايشان شده ، عالم به امر اللّهاند « 2 » از مطلق اوامر و نواهى حلال و حرام براى استفادهى احكام فرعيّه . امّا حكماء كه امر به مخالطت آنها شده عالم به اللّه و كتب او و رسل او ، و عالم بر « 3 » حشر و نشر « 4 » و معاد و تجسّم اعمال و « 5 » برزخاند كه در قرآن جايى موسوم به اولو الباب [ هستند ] ؛ و قال :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
؛ چه ، در آميزش آنهاست خير دنيا و آخرت . و امّا كبرايى كه امر به مجالست آنها شده عالمين باللّه و به امر اللّه هر دواند كه از معاشرت آنها تكميل اصل و فرع و دين و دنيا مىشود . اين است كه چون « 6 » قرآن به حسب باطن مائدهى عامّ است ، لهذا هركس طعام لايق به حال خود را اخذ مىنمايد . كما قيل :
« همچو قرآن كه به معنى هفت توست * خاص را و عام را مطعم در اوست »
چه ، در او يافت مىشود از علوم مكاشفه كه مخصوصاند به درك او اهل اللّه ، چون غوامض علم توحيد ، و علم به جميع كتب آفاقيّه و انفسيّه ، و
هامش
( 1 ) . دا : ( ساير ) را ندارد .
( 2 ) . شا و دا : اللّه است .
( 3 ) . دا : به
( 4 ) . دا : ( نشر ) را ندارد .
( 5 ) . شا و دا : و
( 6 ) . دا : ( چون ) را ندارد .