« صبر چون پلّ صراط ، آنسو بهشت * هست با هر خوب يك لالاى زشت
گر ز لالا مىگريزى وصل نيست * زان كه لالا را ز شاهد فصل نيست »
بالجمله از باب اثبات عموم قدرت از براى قادر حكيم گوييم كه تمام موجودات از جواهر مرسله و ملكوتيّه و اعراض كه تمام از حقّ صادر [ شدهاند ] و استفادهى وجود [ از او ] نمودهاند ، بلا واسطه يا بهواسطه يا به وسايط تمام متنّن و حاوى بر حكم و فوائد « 1 » عديدهاند . و از آنكه افراد انسان - كه اشرف ماسوااند - از حيث علم پى به غايت و حكمت فعلى از افعال اللّه نبردهاند ، دليل بر عدم حكمت آن فعل نيست ؛ چه ، عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود .
شيطان و خلقت او :
منجمله از افعال خدا ، وجود ابليس و استيلاى اوست بر ذرّيّهى آدم ، كه از راه عدم معرفت ايراد نمايند كه چه حكمت است در تسليط او - كه عدوّ مبين است - بر اولاد آدم ، بحيث يراهم « 2 » من حيث لا يرونه ؟ جوابى كه اهل حلّ و عقد و ارباب علم و نظر دادهاند آن [ است ] كه اولا افراد بشر به حسب فطرت اوليه متفاوتاند « 3 » در شرافت نوريّت و خساست ظلمانيّت ؛ يعنى بعضى از آنها شريف و مايلاند به امورات قدسيّه و عظيمالرّغبتاند به آخرت ، و برخى به حسب فطرت بالقوّهى شريرهى ظلمانيّه مايل به امورات جسمانيّه ، كثيرالرّغبتاند به شهوت و غضب . و
هامش
( 1 ) . دا : عقايد
( 2 ) . دا : براهم
( 3 ) . شا : فطرت متفاوتهاند