تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
عين يسرى و عين يمنى ، به مقتضاى : « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين » . يعنى ، آثار در عينى كه از اوست از ماست ، و در عينى كه از ماست از خالق ماست . اين طايفه‌اند اهل معنى ، و « 1 » باقى خويشتن‌پرست‌اند . و [ عارف شبسترى ] خودشان جاى ديگر مىفرمايند :
رمد دارد دو چشم اهل ظاهر * كه از ظاهر نبيند جز مظاهر
پس شأن سالك آن است كه در مقام شهود آيات « 2 » ذو العينين باشد نه چون ابليس و دجّال اعور . قوله :
ندارد اختيار و « 3 » گشته مأمور * زهى مسكين كه شد مختار و مجبور
يعنى [ خداوند ] اختيار مستقل به عبد نداده ، و با وجود اين [ امر ، بنده‌اى خدا ] مأمور شده بر به‌جا آوردن افعال ؛ « المأمور معذور » . و بيچاره در عين اختيار ، مجبور [ است ] و در عين اجبار ، مختار . كما قيل : « در عين اختيار ، مرا اختيار نيست » . على الجمله بدان كه سعى و كوشش خلايق مىباشد بر وفق آنچه مقدّر نموده « 4 » حق تعالى « 5 » در ازل . به‌واسطه‌ى آنكه علم او - تعالى - بعينه « 6 » فعل اوست ، مقتضاى « 7 » تحقّق اشياء است ، و اعمال خلايق و ارادات « 8 » ايشان مهيّجات و معدّات و علامات‌اند ، از براى آنچه اقتضا مىنمايد علم سابق ، با آنكه تمام اعمال و ارادات تابع‌اند لحكمه تعالى . اين است سرّ معنى :
هامش
( 1 ) . پا ، شا : ( و ) را ندارد . ( 2 ) . دا : ( آيات ) را ندارد . ( 3 ) . پا : ( و ) را ندارد . ( 4 ) . شا و دا : نموده‌اند ( 5 ) . شا : ( حق تعالى ) را ندارد . ( 6 ) . پا : او بعينه ( 7 ) . شا : مقتضى ( 8 ) . دا : ارادت