تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
لذهب اللّه بكم و جاء بقوم يذنبون » . چنان‌كه به اعتبار سوء خاتمه تصوّر مىشود به اتمام زهد و ورع ، چون مبتدع زاهد كه عاقبت امر او خطرناك است ؛ چه ، او اعتقاد كرده در ذات اللّه و صفات و افعال او خلاف ما هى « 1 » عليه را ، امّا بر [ فهم غلط از ] آيه‌اى ، يا به قياسات فاسده‌اش يا به تقليد . پس كسى كه حال او اين باشد ، هرگاه نزديك شود موت او ، لا بد مضطرب شود نفس او . بسا هست كه بر طرف شود در حال سكرات [ موت ] بطلان عقايد او ، به آنكه واثق برى بوده . يعنى إن اتّفق زهوق روحه فى هذا الخطرة فقد ختم له بالسّوء و خرج روحه من الدّنيا على شكّ . كما قال تعالى « 2 » فى حقّهم :
« وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ »
. لذا ورد من المعصوم : « من دخل فى الايمان بعلم ثبت فيه و نفعه ايمانه ، و من دخل به غير علم خرج منه كما دخل فيه » . على الجمله ناظر به اين مقام مذكور است كلام شيخ - قدّس سرّه - .
دگر از معصيت نور و صفا ديد
به مقتضاى :
« فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ »
. قوله :
ور از بنده بپرسيد از چه و چون
اعنى اگر حق تعالى از بنده سؤال نمايد از كيفيّت اين افعال بد و خوب كه چرا اوامر مرا امتثال ننمودى و نواهى مرا گوش نگرفتى و عمل بر طبق نكردى :
نباشد اعتراض از بنده موزون
يعنى در آن وقت بنده را نرسد كه اعتراض بر خالق نمايد كه هيچ يك از افعال بد و خوب دخلى به ما ندارد ، به جهت آنكه خودت در دنيا به توسّط
هامش
( 1 ) . دا : ما هى ما هى ( 2 ) . شا : تع